شیطان و إبلیس در کتاب مقدس:
با مراجعه به کتابهای عهد قدیم از جمله تورات درمی یابیم در این کتابها در بیان داستان حضرت آدم و حوا (علیهما السلام) و بیرون راندن آنها از بهشت، به یکسان بودن شیطان و إبلیس اشاره شده است. در بخشی از کتاب تورات چنین آمده است: "إن اللّه أجاز لآدم أن یأکل من جمیع الأثمار إلا ثمرة شجرة معرفه الخیر و الشر. و قال له:لأنک یوم تأکل منها موتا تموت ثم خلق اللّه من آدم زوجته حواء و کانا عاریین فی الجنة لأنهما لا یدرکان الخیر و الشر، و جاءت الحیة و دلتهما على الشجرة، و حرضتهما على الأکل من ثمرها و قالت: إنکما لا تموتان بل إن اللّه عالم أنکما یوم تأکلان منه تنفتح أعینکما و تعرفان الخیر و الشر فلما أکلا منها انفتحت أعینهما، و عرفا أنهما عاریان. فصنعا لأنفسهما مئزرا فرآهما الرب و هو یتمشى فی الجنة، فاختبأ آدم و حواء منه فنادى اللّه آدم أین أنت؟ فقال آدم: سمعت صوتک فاختبأت لأنی عریان. فقال اللّه: من أعلمک بأنک عریان، هل أکلت من الشجرة؟ ثم إن اللّه بعد ما ظهر له أکل آدم من الشجرة. قال: هو ذا آدم صار کواحد منا عارف بالخیر و الشر، و الآن یمدّ یده فیأکل من شجرة الحیاة، و یعیش إلى الأبد، فأخرجه اللّه من الجنة، و جعل على شرقیّها ما یحرس طریق الشجرة."(64) دربخش دیگری از این کتاب، ماری که در داستان از او سخن به میان آمده و عامل انحراف آدم و حوا بوده همان شیطان و إبلیس دانسته شده که حقیقتی واحد و مایه کجروی همه موجودات جهان است: "الحیة القدیمة هو المدعو إبلیس، و الشیطان الذی یضل العالم کله."(65)
نتیجهگیری:
با توجه به نوشتار گذشته می توان به این نتیجه رسید که کلمه شیطان مفهوم وسیعى دارد و به معنى هر موجود سرکش و دارای گزند است و شامل همه سرکشان و وسوسهگران جن و انس مىشود، که یکی از مصادیق آن، روح شریری است که باعث انحراف آدم و حوا و خروج آنها از بهشت شد و این صفت بعد از سرکشی آشکار در برابر خدا و فریب دادن آدم و حوا بر او اطلاق شده است. إبلیس نیز صفتی دیگر براى همان موجود است که حتی پیش از نافرمانی خدا و اجرا نکردن دستور سجده بر آدم به اعتبار کفر درونی او و ناامیدیش از رحمت خدا بر او اطلاق شده است. و حقیقت خارجی شیطان و إبلیس به عنوان دشمن آشکار و قسم خورده انسان بیش از یک موجود نیست.






نقل قول
