بعضی از سربازها مقابل (کاپتا) سر فرود می آوردند و بعضی دیگر از قفا به او لگد میزدند که وادارش نمایند زودتر براه بیفتد.
زندگی نامه سینوهه ( جشن روز دروغگویی )
(کاپتا) گفت ارباب من تصور میکنم که من در کشوری زندگی مینمایم که همه افراد آن دیوانه هستند.
و من اکنون نمیدانم که آیا روی دو پای خود راه میروم یا اینکه روی سر حرکت مینمایم و شاید در خواب هستم و آنچه می بینم مناظر خواب می باشد.
و اگر مرا در این کشور سرنگون بدار آویختند تو نگذار که جنازه مرا جانوران بخورند و جنازه ام را مومیائی کن و در مصر دفن نما.
یکی از سربازان خنده کنان گفت که در اینجا جنازه اموات را جانوران نمی خورند برای اینکه ما جنازه آنها را در رودخانه می اندازیم و آب آنها را به طرف دریا میبرد.




نقل قول
