نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 425

موضوع: زندگی نامه سینوهه

Threaded View

پست قبلی پست قبلی   پست بعدی پست بعدی
  1. Top | #37

    عنوان کاربر
    کاربر توقیفی
    تاریخ عضویت
    November 2012
    شماره عضویت
    4491
    نوشته
    767
    تشکر
    2,112
    مورد تشکر
    2,006 در 721
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    زندگی نامه سینوهه ( ما سه مسخره شدیم )


    وقتی جوع او فرو نشست گفتم (کاپتا) قرار بود که تو به ما اندرز بدهی و بگوئی که ما چه باید بکنیم که خود را نجات بدهیم.

    زیرا بعید نیست که سربازان پادشاه در تعقیب ما باشند و بخواهند ما را دستگیر کنند.

    (کاپتا) گفت اگر من درست فهمیده باشم تو گفتی که پادشاه بابل تا مدت سی روز در صدد یافتن تو بر نمی آید و قدغن کرده که تا سی روز تو قدم به کاخ سلطنتی نگذاری.

    در این صورت خود او بفکر تو نخواهد افتاد و تصور می نماید که در نقطه ای دور افتاده مشغول مومیائی کردن لاشه من هستی.

    ولی شاید پاروزنانی که از این زورق فرار کرده اند یا خواجه های حرم این موضوع را به اطلاع پادشاه بابل برسانند.

    که در این صورت باید ترسید و گریخت زیرا اگر (بورابوریاش) مرا دستگیر کند به کام شیر خود خواهد انداخت .

    و تو و این زن را سرنگون از حصار بابل می آویزد تا این که جان تسلیم نمائید.

    و اگر تو بوسیله تریاک مرا بی هوش نکرده بودی و من هوش و حواس خود را از دست نمیدادم تو را راهنمائی میکردم .

    ولی این تریاک تو بقدری موذی بود که با این که سردرد من از بین رفته هنوز قدری گیج هستم .

    معهذا تو را به مناسبت این که به من تریاک خورانیدی و در خمره جا دادی (و این موضوع منافی با حیثیت من است) می بخشم.




  2. تشكر

    شهاب منتظر (20-01-2013)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

sinohe pezeshke saltanatiye fero'nha, قدیمی, منجمین ، پیش گویی, مسافرت ، طولانی, معبد ایشتار, هورم هب آشنای قدیمی, ورود به شهر سوریه, یک بیماری ساری و ناشناس, کاپتا غلام یک چشم من, کشتی, گوی, گریه آورترین واقعه جوانی من ، غلام من, پاتور سرشکاف سلطنتی ، تحصیل در دالحیات, پادشاه آمورو, پرستش گاو, پرستش خدای احد و واحد, پزشک فرعون, zendegi nameye sinohe, آشنا, اورشلیم, ابن الحمار, اختراع سینوهه ، اختراع دندان مصنوعی, ارتش, ازمیر, بورابورباش ، مینا ، کنیز, بابل ٍ ملاقات, بابل ، پادشاه ، حرم, برودت, تخم مرغ, جنگ ، با خبیری ها, جشن ، دروغ, جشن ، روز ، دروغگویی, حالت تهوع, حالت تهوع در کشتی, ختنه ، بابل, خدا, خدای آمون ، خدای بعل, خدای تموز, خدای عجیب برای مصری ها, خروج از طبس ، گوی فرعون ها, خرید و فروش کنیز ، کنیز از سرزمین آدم خور ها, زندگی نامه سینوهه, زندگی نامه سینوهه ، سرشکاف فرعون, زندگی در سوریه, سفر با کشتی ، خدایان مصر, سینوهه پزشک فقرا شد ، مومیایی کردن فرعون, سربازان ، الاغ سینوهه, صلیب ، نماد صلح, غده ، جراحی نمایش برچسب‌ها

نمایش برچسب‌ها

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi