نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 14

موضوع: فطري بودن دين از ديدگاه معرفت شناسي

Threaded View

پست قبلی پست قبلی   پست بعدی پست بعدی
  1. Top | #11

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    71
    نوشته
    13,506
    صلوات
    3210
    دلنوشته
    11
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    9,136
    مورد تشکر
    7,955 در 2,262
    وبلاگ
    7
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : فطري بودن دين از ديدگاه معرفت شناسي


    معرفت انسانشناسي، معرفت خاصي است كه هر چند هدف كلي آن شبيه فلسفه و جامعه‏شناسي است، ولي نوع معرفتي كه به آن دست مي‏يابد، نوع خاصي است كه ويژگي آن را فقط در مطالعات انسانشناسي مي‏توان تحصيل كرد. در صورت لزوم مي‏توان انواع معرفت را به طور كامل ذكر كرد، اما در اينجا فقط به چند مورد اشاره‏اي گذرا خواهيم داشت.
    ما در انسانشناسي نه‏تنها جامعه خود را مي‏شناسيم و از جوامع ديگر اطلاع پيدا كنيم بلكه به احوال گذشتگان و شيوه زندگي آنها واقف مي‏شويم و سرچشمه آداب و رسوم و اعتقادات را در جوامع بشري مي‏شناسيم و با سرچشمه تمدن و خط سير فرهنگها و تمدنهاي مختلف آشنا مي‏شويم.
    از سويي شناخت انسان ـ يعني شناخت خويشتن كلي ـ از صفات و خصوصيات انساني است. هنوز امكانات بسياري در شناخت صفات و ويژگيهاي انسان موجود است كه براي درك بهتر از خويشتن و شناخت تواناييهاي او براي راهنمايي و انتخاب راه آينده (اينكه به كجا خواهد رفت و چگونه به آنجا خواهد رسيد) و نيز در پيشرفت انسانيت به او كمك خواهد كرد.
    بنابراين، انسانشناسي مانند ساير رشته‏هاي علوم، نه تنها باعث ارضاي فهم آدمي مي‏شود، بلكه هدفهاي بهتري نيز براي بشر دربر دارد. با شناخت انسان و جامعه او قادر خواهيم بود مسائل خاص او را نيز درك كرده و با مسائل مربوط و مشكلات ناشي از زندگي اجتماعي آشنا شده و حتي با آنان مبارزه كنيم. دانش انسانشناسي داراي جوابهاي كمّي مي‏باشد ولي روشنايي و تابشي كه از حقيقت و منطق بر بسياري از سؤالات مي‏تابد، جوابهاي كيفي نيز به آدمي مي‏دهد، براي مثال: آيا يك رفتار كلي براي بشريت وجود دارد؟ آيا وجود خانواده ضروري است؟ آيا يك سيستم خويشاوندي در جامعه مورد نياز است؟ آيا روشهاي بهتري براي پيشرفت تفكر مردم يا پرورش كودكان وجود دارد؟ آيا روش بهتري از اسلوبهاي كنوني استفاده از منابع طبيعي و محيط زيست كه در اين دوره شاهد آن هستيم وجود دارد؟ آيا صفات و ارزشهاي انساني و نظارت در سيستمهاي اجتماعي جوامع مختلف يكسان است تا بتوان از آن يك مجموعه قانون جهاني و عمومي به وجود آورد؟ آيا غريزه اوليه براي ايجاد قلمروهاي ديكتاتوري وجود دارد يا عامل پرقدرتي، رسيدن به اين اهداف را غيرممكن مي‏سازد؟ آيا خشونت در همه جا وجود دارد؟ آيا جنگ يك پديده طبيعتي است؟ روزي كه بشر قادر شود كرات ديگر را تحت استعمار و سيطره خود درآورد، كدام يك از تجربه‏ها و يا قوانيني را كه در نتيجه دوميليون سال زندگي ـ از عصر يخبندان تا دوره كنوني ـ به دست آورده است، بايد با خود به آنجا برد؟
    انسانشناسان اطلاعاتي كلي درباره اينكه انسان اوليه چگونه بوده است و چگونه زندگي مي‏كرده است (حتي افكار آنچه خلق و ابداع كرده‏اند و مذهب و اعتقادات آنها را) به دست آورده و مشخص ساخته‏اند. آيا بايستي در آينده منتظر تغيير و تحول در قدرت فيزيكي بشر و يا سيماي قدرت فكري او باشيم؟ آيا بشر در حال حاضر از نظر بيولوژي كامل است و از نظر تكامل به حد نهايي خود رسيده است؟ اصولاً انسان چيست؟ آيا آن طوري كه گروهي از جانورشناسان گفته‏اند يك ميمون انسان‏نما است؟ چه چيزي باعث شد كه او را از دنياي حيوانات جدا سازند؟ آيا به دليل اين بود كه از ابزار استفاده مي‏كرد؟ يا به دليل توسعه و رشد قدرت تكلم؟ يا به دليل تمايل او نسبت به مذهب؟ يا به دليل حسن كنجكاويش؟
    همه اينها مطالبي است كه تخصصهاي مختلف انسانشناسي مي‏خواهد به آن پاسخ دهد، امّا اينگونه نيست كه ادعا كنيم تنها متخصصين دانش انسانشناسي هستند كه در پژوهشهاي خود جواب اين پرسشها را پيدا كرده‏اند، يا اينكه مدعي شويم علم انسانشناسي، پاسخهاي قاطع براي اين سؤالات پيش‏بيني نموده است، امّا مي‏توانيم بگوييم تمامي اين سؤالات پايه اوليه علم انسانشناسي را تشكيل مي‏دهد و بعلاوه، پيدا كردن پاسخهاي قانع كننده براي اينگونه پرسشها بدون مطالعه انسانشناسي غيرممكن است و كمك و ارتباط دانش انسانشناسي در تحقق اهداف عمده درباره رفتار و ماهيت انسان را مي‏توان با توسعه و رشد آن به عنوان يك نظام دانشگاهي كه هنوز در نخستين گامهاي آن هستيم، مشاهده كرد.
    بعلاوه، روش و مفهوم دانش انسانشناسي، اثر قابل توجهي بر علوم طبيعي ـ بيولوژي و ساير رشته‏هاي علوم انساني مانند: روانكاوي و روانشناسي، سيستمهاي بازرگاني و نظام سياسي بر جاي گذاشته است، علاوه بر اينكه، مفاهيمي از قبيل فرهنگ ابتدايي، نسبيت فرهنگي، روش مقايسه‏اي، شوك يا ضربه فرهنگي و تهاجم فرهنگي، مدت زيادي نيست كه در حيطه قلمرو انسانشناسي شناخته شده‏اند.


    امضاء


  2. تشكرها 2

    parsa (19-03-2010), نرگس منتظر (14-03-2010)

  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi