نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3

موضوع: فلسفه چهارشنبه سورى به روایت سیاوش اوستا

Threaded View

پست قبلی پست قبلی   پست بعدی پست بعدی
  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت
    March 2010
    شماره عضویت
    278
    نوشته
    1,355
    تشکر
    0
    مورد تشکر
    503 در 331
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض فلسفه چهارشنبه سورى به روایت سیاوش اوستا

    نويسنده : محمدعلي حاجيان


    سور به معناى میهمانى و جشن مى باشد و اما چرا چهارشنبه سورى و چرا آتش برافروختن و چرا از روى آتش پریدن؟ براساس سروده هاى پیروز پارسى، حكیم فردوسى، سیاوش فرزند كاووس شاه در هفت سالگى مادر را از دست مى دهد. پادشاه همسر دیگر را برمى گزیند، سودابه كه زنى زیبا و هوسباز بود عاشق سیاوش مى شود:

    یكى روز كاووس كى با پسر
    نشسته كه سودابه آمد ز در
    زنـاگـاه روى سیاوش بدید
    پراندیشه گشت و دلش بردمید
    زعشق رخ او قرارش نماند
    همه مهر اندر دل آتش نشاند

    سودابه در اندیشه بود تا به گونه اى سیاوش را به كاخ خویش بكشاند، دختر زیبا و جوان خود را بهانه حضور

    سیاوش كرده و او را فرا خواند: ـ
    كه باید كه رنجه كنى پاى خویش
    نمائى مرا سرو بالاى خویش
    بیاراسته خویش چون نوبهار
    بگردش هم از ماهرویان هزار

    آنگاه كه سودابه سیاوش را در كاخ خویش یافت به او گفت: ـ

    هر آنكس كه از دور بیند ترا
    شود بیهش و برگزیند ترا
    زمن هر چه خواهى، همه كام تو
    بر آرم ، نپیچم سر از دام تو
    من اینك به پیش تو افتاده ام
    تن و جان شیرین ترا داده ام

  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi