نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 10

موضوع: ۩ミ✿ミ۩ خبر دادن على (ع) از شهادت خود ۩ミ✿ミ۩

Threaded View

پست قبلی پست قبلی   پست بعدی پست بعدی
  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    تاریخ عضویت
    March 2011
    شماره عضویت
    1889
    نوشته
    31,866
    صلوات
    3655
    دلنوشته
    20
    3
    تشکر
    54,378
    مورد تشکر
    92,614 در 31,346
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض ۩ミ✿ミ۩ خبر دادن على (ع) از شهادت خود ۩ミ✿ミ۩






    ۩ミ✿ミ۩ خبر دادن على (ع) از شهادت خود ۩ミ✿ミ۩







    اگر مى دانستم كه تو قاتل منى تو را نمى كشتم





    على (ع) پس از پيروزى بر خوارج به كوفه آمد و به مسجد رفت
    پس از خواندن دو ركعت نماز بر فراز منبر رفت
    به جانب فرزندش امام حسن (ع) نظرى افكند و فرمود:


    يا ابا محمد كم مضى من شهرنا هذا فقال ثلث عشرة يا اميرالمؤ منين
    اى ابامحمد چه قدر از اين ماه گذشته است ؟
    جواب داد: 13 روز يا اميرالمؤ منين (ع).


    على (ع) رو به جانب امام حسين (ع) كرد و فرمود:
    يا ابا عبدالله كم بقى من شهرنا هذا؟
    فقال الحسين : سبع عشرة يا اميرالمؤ منين :
    اى ابا عبدالله چقدر از اين ماه مانده است ؟
    امام حسين گفت : 17 روز باقى مانده است يا اميرالمؤ منين .


    سپس حضرت فضرب بيده على لحيته و هى يومئذ بيضاء فقال
    و الله ليخضبها بدمها اذا انبعث اشقيها


    سپس دست خود را به ريش خود كه در آن روز سفيد شده
    بود زد و فرمود: اين ريش با خون سرم رنگين
    خواهد شد هنگامى كه آن شقى بيايد.

    و اين شعر را قرائت مى فرمود:

    اريد حياته و يريد قتلى
    عذيرك من خليلك من مراد


    در اين مجلس ابن ملجم حاضر بود و اين كلمات را مى شنيد
    و تا اميرالمؤ منين على (ع) از منبر فرود آمد ابن ملجم برخاست
    و با عجله خود را نزد على (ع ) رسانيد و عرض كرد:


    يا اميرالمؤ منين (ع) من حاضرم و دست چپ و راست من با من است
    دستور بده تا دست هاى مرا از تن من جدا كنند و اگر مى خواهى
    دستور فرماييد سر از بدن من جدا كنند.


    فقال على و كيف اقتلك و لا ذنب لك و لو اعلم انّك قاتلى لم اقتلك و لكن هل
    كانت لك حاضنة يهوديّة فقالت لك يوما من الايام يا شقيق عاقر ناقة ثمود.


    على (ع) فرمود: چگونه ترا بكشم در حالى كه جرمى ندارى و
    اگر چنان چه هم مى دانستم كه قاتل من هستى تو را نمى كشتم


    لكن بگو ببينم آيا از يهودان ، زنى حاضنه نزد تو بود و روزى از روزها
    تو را (اى برادر كشنده شتر) خطاب نمود؟
    در اين جا ابن ملجم عرض كرد: آرى چنين بود.

    على (ع) بعد از اين ، سخنى نگفت و بر مركب خويش
    سوار شده به طرف منزل خود رفت






    امضاء

    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ


  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ۩ミ✿ミ۩خبر دادن پيامبر از شهادت على (ع) ۩ミ✿ミ۩
    توسط نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* در انجمن حضرت علي (ع)
    پاسخ: 7
    آخرين نوشته: 26-06-2016, 11:05
  2. ۩ミ✿ミ۩ تفسیر ادبی و عرفانی سوره کوثر ۩ミ✿ミ۩
    توسط نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* در انجمن تفاسير ترتبيبي
    پاسخ: 6
    آخرين نوشته: 20-04-2014, 12:47
  3. ۩ミ✿ミ۩ یاس بی نشان{ویژه نامه ایام فاطمیه و شهادت حضرت فاطمه (س) ۩ミ✿ミ۩
    توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* در انجمن فاطمیه
    پاسخ: 178
    آخرين نوشته: 16-04-2013, 12:18
  4. ۩ミ✿ミ۩ تفسیر ادبی و عرفانی سوره والعصر ۩ミ✿ミ۩
    توسط نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* در انجمن تفاسير ترتبيبي
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: 08-04-2013, 12:43
  5. پاسخ: 5
    آخرين نوشته: 02-04-2013, 04:06

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi