نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 96

موضوع: خاطراتی از آیت‌الله العظمی بهجت به نقل از فرزند و شاگرد

Threaded View

پست قبلی پست قبلی   پست بعدی پست بعدی
  1. Top | #11

    عنوان کاربر
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت
    October 2009
    شماره عضویت
    160
    نوشته
    1,009
    تشکر
    700
    مورد تشکر
    2,232 در 814
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : خاطراتی از آیت‌الله العظمی بهجت به نقل از فرزند و شاگرد

    حجت‌الاسلام والمسلمین شیخ علی آقا بهجت:از وقتی که به بلوغ رسیدم ایشان برای کاری صدایم نکردند؛ حتی برای آن که بروم نان بخرم، می‌فرمودند : "اگر نان در خانه باشد شاید خانواده لازم داشته باشند." وقتی کاری با من داشتند از دور صدا نمی‌زدند، با سنّی قریب به صد سال بلند می‌شدند می‌آمدند جایی که بودم و کارشان را می فرمودند. اگراحیاناً پیدایم نمی‌کرد صدایم می‌کرد: علی آقا.
    با همه مهربان بود، درد همه درد او بود. اگر کسی در خانه بیمار می‌شد دائم جویای حال او بود. لطف و مهربانی‌اش شامل حال همه می‌شد حتی حیوانات خانگی!
    زندگی بسیار ساده‌ای داشتند و در خوراک و پوشاک به کمترین‌ها قانع بودند و اصلاً "من" در زندگی نداشتند. خیلی کم می‌خوابید؛ روزی سه الی چهار ساعت و بقیه اوقات مشغول عبادت و تحقیق و تدریس بودند.»
    امضاء
    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی

  2. تشكرها 4

    parsa (11-04-2010), مدير اجرايي (19-02-2013), نرگس منتظر (06-04-2010)

  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi