2،در روایتی که از امام باقر (ع) نقل شده، این موضوع با صراحت بیشتری بیان شده است. آن حضرت می فرماید:
«بالاترین مرتبه امر [دین] و کلیدش و در همه چیز و مایه خرسندی خدای رحمان، پیروی از امام بعد از شناخت اوست. همانا خدای عزّوجلّ می فرماید:
«هرکس از پیامبر فرمان برد، در حقیقت خدا را فرمان برده و هر کس روی برگردان شود، ما تو را برایشان نگهبان نفرستاده ایم»،
همانا اگر مردی شب ها را به عبادت به پا خیزد و روزها را روزه دارد و تمام اموالش را صدقه دهد و در تمام دوران عمرش به حج رود و امر ولایت ولیّ خدا را نشناسد تا از او پیروی کند و تمام اعمالش با راهنمایی او باشد، برای او ثواب خدای عزّوجلّ حقّی نیست و او از اهل ایمان نباشد».(۲۱)
این روایت، ضرورت فلسفه تأکیدهای فراوان اسلام بر شناخت امام را به خوبی آشکار می کند و روشن می سازد که معرفت امام از آن رو اهمیت دارد که مقدمه پیروی و اطاعت از اوست. به همین دلیل است که می بینیم در بسیاری از روایت های «من مات» به جای تعبیر «و لم یعرف إمام زمانه» ، عبارت هایی چون «و لیس علیه إمامٌ»(۲۲)
یا «و لیس له إمامٌ»(۲۳)یا «و لیس له إمامٌ یأتم به»(۲۴)،«و لیس له إمام یسمع له و یطیع»(۲۵)«ولیس علیه طاعةٌ»(۲۶)،«و لیس فی عنقه بیعةٌ»(۲۷)آمده است که همه آن ها برمقدمه بودن معرفت برای پیروی و اطاعت ازامام،به عنوان شرط نجات و رستگاری دلالت می کند.







نقل قول
