داستانهايى از بسم الله الرحمن الرحيم (جلد دوم )
مؤلف : قاسم مير خلف زاده
روى بسته اى بسم الله الرحمن الرحيم نوشته شده بود.
رئيس گروهى از دزدان ، قافله اى را غارت نمود، در ميان آنها شخصى بسته اى پارچه داشت كه جمله ((بسم الله الرحمن الرحيم )) نوشته و روى آن گذاشته بود ((در بين تجار سابق براى محفوظ ماندن اموالشان از دست راهزنان اين عمل مرسوم بود)) فورا به افرادش دستور داد كه اين اموال را به صاحبانش برگردانيد، چونكه ما دزد اموال مردم هستيم نه دزد عقيده آنها، زيرا اگر به آن نوشته ترتيب اثر ندهيم آنها بى اعتقاد خواهند شد.
لازم به تذكر است كه يكى از اساتيد مى گفت : سر كرده دزدان فوق الذكر ((فضيل عياض )) بوده است . شايد به خاطر همين عمل بود كه خداوند او را هدايت نمود و او توبه كرد و از عارفان گرديد. (1)
هر كس كه مطيع حق تعالى گردد
با رتبه و با مقام والا گردد
هر كس كه مجاهدت كند در ره دوست
پيروز و سرفراز و مصفا گردد
هر كس كه كند پيشينه خود ظلم و ستم
سركوب و ذليل و خوار و رسوا گردد
كن صبر به مشكلات و غمها امروز
تا مايه دل شادى فردا گردد
در علم و عمل بكوش تا شامل تو
الطاف خداى فرد يكتا گردد (2)












نقل قول
