اما مانعتراشی در مسیر انجام وظایف زن در بیداری اسلامی به دو شکل پیگیری میشود:
1. این موانع از سوی قدرتهای استکباری با آمریکایی نمودن ارزشها و غربی کردن (اروپایی کردن) تفکرات و یهودیسازی تاریخ و سرزمین و ناموس مسلمانان صورت میگیرد. این در حالی است که تمامی دشمنان اسلام که منتظر اشتباه مسلمانان هستند برای به فساد کشاندن خانواده و فروپاشی ارزشها متوسل به فساد زن شدهاند و در نتیجة این فساد، جامعه و نظام دینی و ارزشها به قهقرا میروند و این از کشندهترین جنگهاست.
2. متن جامعهای که زن در آن زندگی میکند هدف قرار میگیرد. جامعهای که به نوبه خود میتواند گمراهکننده باشد و گاهی بازیچهای است برای اجرای آنچه با عنوانهای مختلف از زن درخواست میشود، عناوینی مانند اسلام معتدل که از فرهنگ غربی استقبال میکند، اسلامی که خواهان پیوستن به غرب است. این نظریه به دنبال اجرای اسلام به شیوه خاص خود است و این امری است که بر اغلب نظامهای حاکمیتی در جهان عرب حاکم است. کسانی که سادهترین حقوق زن برای انتخاب و نامزدی در انتخابات را از وی سلب میکنند، او را از حقوقی که اسلام به وی داده است محروم میکنند. البته رفتار این دولتها قابل سرزنش نیست و سازمانهای حقوقی آمریکا و حتی سازمانهای بینالمللی خواهان اعطای حقوق زن در بعضی از کشورها نیستند؛ به این دلیل که این دولتها به راحتی تسلیم طرح رژیم صهیونیستی بزرگ شدهاند. در اینجا جامعه و سیاستمداران دشمنان حقیقی هستند که زن را در پیشرفت و بیداری خویش هدایت میکنند و در نتیجه زن قربانی دوگانگی ارزشهایی میشود که جامعه مطیع و تسلیمپذیر وی، بر او تحمیل میکند. به طور مثال در بسیاری از مناسبتهای ملی، هرچند به صورت غیر عمد، خوانندگان زن و زنان رقصنده مهمانان افتخاری هستند و این امر باعث به وجود آمدن گونهای از دنیاپرستی نزد بعضی از زنان و دختران جوان میشود. پس در نتیجه به سوی تقلید کورکورانه از این افراد گرایش پیدا میکنند با هدف اینکه همانند آنان شوند و از همان جایگاه برخوردار شوند و این مشکلی عظیم است.






نقل قول
