من عاشق خدا و امام زمان گشته ام و این عشق هرگز با هیچ مانعی از قلب من بیرون نمی رود، تا اینکه به معشوق خود یعنی «الله» برسم. شهید رضا پناهی
سفره انداختند. آبگوشت و دوغ و ماست و ... مشروب هم آوردند. یکدفعه مثل برق گرفته ها ازجا پرید. « یادم رفته بود ... کار واجبی داشتم!! ببخشید.» رجایی غذا نخورده رفت. شهید محمد علی رجایی
منبع : کتاب « خدا که هست » نوشته مجید تولایی





نقل قول
