انقلاب اسلامي و مواجهه با نسل سوم
نسل سوم،نسلي سياسي و خواستار مشاركت و ايفاي نقش بيشتر در جامعه است ؛ نسل امروز به بركت استقلال و آزادي پديد آمده از انقلاب اسلامي نه تنها در فضاي مدارس و دانشگاه ها حضوري فعالي و مؤثر دارد،بلكه در عرصه هاي سياسي و اجتماعي جامعه، انتخابات متعدد خبرگان رهبري،رياست جمهوري،نمايندگان مجلس ، شوراها و.... حضوري تعيين كننده دارند.اين نسل كه در دوران پرشور و تحرك پس از پيروزي انقلاب رشد كرده ، حضور در عرصه هاي مختلف اجتماعي و دخالت در تعيين سرنوشت كشور را حق خود مي داند و با توجه به جمعيت به شدت رشد يافته خود،با استفاده از آزادي و اختياري كه از مواهب انقلاب به اوست،بيش ترين نقش را در بسياري تصميم گيري هاي مبتني بر آراي مردم دارد.
● پيشگفتار
تغيير و تحول نسل ها ، يكي از مباحث مهم در حوزه جامعه شناسي است در آموزه هاي اسلامي نيز به اين مسئله اهتمام زيادي شده است ، چنان كه امام علي (ع) مي فرمايد : «لاتقسروا اولادكم علي اخلاقكم ، فانهم مخلوقون لزمان غير زمانكم » فرزندانتان را به اخلاق ( آداب ) و خوي هاي خودتان منحصر و مقيد مسازيد ؛ چه آنها براي زماني جز زمان شما آفريده شده اند (۱) انقلاب اسلامي از آغاز شكل گيري تاكنون ، نسل هاي متعددي را پشت سر گذاشته و در سال هاي اخير ، شاهد كاربرد برخي اصطلاحات ، نظير «نسل سوم » ، « تفاوت نسل ها » و « شكاف يا انقطاع نسل » ، در برخي مطبوعات و محافل فرهنگي هستيم ، اينكه نسل سوم چيست و از چه ويژگي ها و خواسته هايي برخوردار است و آيا مسئله شكاف نسلي در جامعه ما واقعيت داشته و براي جلوگيري از بروز آن چه بايد كرد ؟ موضوع اصلي نوشته حاضر است كه تلاش شده ، با استفاده از نظرات كارشناسان و صاحب نظران ، به بررسي آن پرداخته شود .
● تعريف نسل
اختلافات فردي و گروهي و نيز توضيح فرهنگ و منابع و رفتار ، به اندازه « طبقه اجتماعي» اهميت دارد . منظور از واژه نسل ، فاصله ميان تولد والدين و تولد فرزندان است كه معمولا سي سال گرفته مي شود ؛ يعني سه نسل درصد سال يا يك قرن . »(۲)
● تفاوت نسل ها
از ديدگاه روان شناختي و جامعه شناختي ، بين بينش ها ، منش ها و خواسته هاي دو نسل ، تفاوت وجود دارد ؛ به صورت طبيعي ، هيچ نسلي آينه تمام نماي آرمان هاي نسل قبل ، به ويژه انعكاس دهنده خصلت ها و منش هاي آنها نيست . هر نسلي شرايط و خصوصيات رواني اجتماعي خاص خود را دارد كه قطعا جنبه هاي مثبت و منفي را در بر مي گيرد . تحول اقتضاد دارد كه نسل جديد در منش ، خصلت و بينش ، تابلوي نسل قبل نباشد ؛ به خصوص با توجه به اينكه سرعت تحولات در تمامي عرصه هاي زندگي بشري ، شتاب فزاينده و رود به تزايدي يافته است ؛ از اين رو تفاوت نسل ها بيشتر از گذشته ، احساس مي شود (۳) و حالت مخاطره آميز اين وضعيت ، شكاف و گسست نسلي است كه به معناي دور شدن تدريجي دو يا سه نسل پياپي از يك ديگر ، از حيث جغرافيايي ، عاطفي ، فكري و ارزشي است و وضعيت جديدي را ايجاد مي كند كه اصطلاحا گسست نسل ها ناميده مي شود . در اين وضعيت ، غالبا نوجوانان و جوانان مي كوشند ، تا آخرين پيوندهاي وابستگي خود را از والدين يا نسل بالغ بگسلند و اغلب در اين راه ، به گردن كشي و طغيانگري مي پردازند . (۴) بر روي يك لوح سنگي كه از تمدن هاي قديم به دست آمده ، نوشته شده است كه نسل جوان ما نسلي نظام گسيخته است ، نظام گسيخته عمل مي كند و اين مسئله ممكن است كه تمدن ما را بر با دهد . (۵)
▪ مجموعه تفاوت هايي كه ميان دو نسل وجود دارد عبارت است از :
۱) تفاوت درآرمان ها و هدف هاي دو نسل .
۲) تفاوت در مفاهيم دو نسل .
۳) تفاوت در الگويابي و گروه هاي مرجع .
۴) تفاوت در اصطلاحات روزمره دو نسل .
۵) تفاوت در ظاهر ، پوشش و نوع سخن گفتن در ميان دو نسل .
۶) تفاوت در انتظار از زندگي و به تبع آن تفاوت در سبك زندگي
همچنين تفاوت ها و ويژگي هاست كه نوعي ماهيت جديد ، تازه و متفاوت از نسل هاي گذشته را براي نسل جديد ايجاد مي كند . در شكل گيري اين فاصله و تفاوت ميان نسل ها ، عوامل گوناگوني نقش دارند كه برخي طبيعي ( نظير اقتضائات سني ) و برخي ناشي از شرايط خاص جامعه و جهان كنوني است . (۷)







نقل قول
