نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 32

موضوع: سرزمین یاس{همان سرزمینِ که برای همیشه زنده و جاوید است}

Threaded View

پست قبلی پست قبلی   پست بعدی پست بعدی
  1. Top | #8

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,493
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,231 در 64,523
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض






    آنجا را نگاه کن! آن جوان که به سوی پیامبر می‌آید، عَبّاد است. او یکی از شجاع‌ترین یاران پیامبر است و پیامبر به او علاقه زیادی دارد. او دوست دارد جانش را در راه اسلام فدا کند.17

    فکر می‌کنم که پیامبر می‌خواهد مأموریّت مهمّی را به او بدهد. پیامبر رو به عَبّاد می‌کند و از او می‌خواهد تا همراه دو نفر از دوستانش به سوی سرزمین خیبر حرکت کنند و موقعیّت دشمن را شناسایی کنند واگر خبر تازه‌ای به دست آوردند سریع گزارش دهند.

    عَبّاد دو نفر از دوستانش را که این سرزمین را مثل کفِ دست خود می‌شناسند انتخاب می‌کند و به سوی خیبر حرکت می‌کند.


    ــ چرا اینجا ایستاده‌ای و مرا نگاه می‌کنی؟ باید دنبال عَبّاد برویم!

    ــ خیلی خوب، سوار اسبت شو و بیا.

    با هم در دل بیابان به پیش می‌تازیم و خود را به عَبّاد می‌رسانیم. ساعتی می‌گذرد، نصف روز است که در راه هستیم. هم تشنه‌ایم هم گرسنه!

    در آنجا چند درخت می‌بینم. حتماً در آنجا آب هست. خدا کند عَبّاد دستور توقف بدهد.

    خدا را شکر! عَبّاد تصمیم گرفته در اینجا استراحت کوتاهی بکند. نماز ظهر نزدیک است.

    سریع وضو می‌گیریم و پشت سر عَبّاد نماز می‌خوانیم. بعد از نماز سفره مختصری پهن می‌شود. نان و خرما ناهار امروز ماست!
    نسیم می‌وزد و آرامشِ صحرا تو را به فکر فرو برده است.

    ناگهان عَبّاد از جا برمی‌خیزد، سریع سوار اسب می‌شود و شمشیر از غلاف برمی‌کشد. یاران او هم به سرعت به دنبال او می‌روند. چه خبر شده است؟
    تو نگاهی به دور دست می‌کنی. می‌گویی: آنجا را نگاه کن! آن سوار را می‌بینی که دارد فرار می‌کند؟

    آری، حق با توست. عَبّاد به دنبال آن سوار به پیش می‌تازد. آیا موفّق خواهد شد به او برسد؟

    شمشیر در دست عَبّاد و یارانش می‌چرخد، چرا عَبّاد می‌خواهد آن سوار را دستگیر کند؟ مگر او چه کرده است؟

    سرانجام عَبّاد موفّق می‌شود؛ او را دستگیر کرده و به این سو می‌آورد





    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  2. تشكر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi