آسيب شناسي خانواده و درمان آن
پيش درآمد[1]
نهاد خانواده يكي از مقدسترين و با ارزشترين نهادهاست كه شناخت آسيبهاي آن در بهسازي خانواده و جامعه تأثير بسزايي دارد؛ زيرا كجرويهاي گوناگون اجتماعي، مولود ناميمون خانوادههاي نابهنجار است. فرهنگ خانواده در شخصيت افراد، و افراد در جامعه اثر ميگذارند.
«اين گروه (خانواده) هم كانون محبت و احترام است و هم مركز انضباط و اقتدار؛ پس بيش از گروههاي ديگر در كودك تأثير ميگذارد و به زودي گروه راهنمايي او ميگردد.
كودك بر اثر محبت شور انگيز و اقتدار آرامش بخشي كه در خانواده ميبيند، ميكوشد تا هر چه بيشتر با آن همنوايي كند؛ از اين رو، خواه ناخواه، هنجارهاي آن را ميپذيرد و اعضاي آن را الگو قرار ميدهد. خانواده، گذشته از آن كه نخستين گروه راهنمايي كودك است، نخستين گروه عضويت او نيز ميباشد؛ لذا آسانتر و سريعتر از گروههاي بعدي در شخصيت او رخنه ميكند. تأثير خانواده در شخصيت اعضاي كم سال خود بسيار عميق است.»[2]
بنابراين، تحقيق و بررسي آسيبشناسي خانواده، به ويژه در فرآيند تكامل انسان، نفش مؤثري ايفا ميكند.
ازدواج كه يكي از بنيادهاي مقدس اسلام و عامل تكامل بشريت به شمار ميرود، زماني ميتواند مطلوب و موفق باشد، كه سرمنشأ آن خانوادههاي اصيل، بافضيلت و شرافتمند باشند، و گرنه يكي از عوامل عدم استحكام خانواده و طلاقهاي روزافزون در جهان معاصر، خانوادههاي به هم ريخته و نابسامان و بيبنياداند، كه در نتيجه فرزنداني محروم از پدر، مادر و كانون دلپذير خانواده را به دنبال خواهد داشت. متأسفانه اكثر دختران و پسران فراري، محصول سهلانگاري خانوادههاي منحرف و بدون هويت فرهنگي و دينياند.
لذا توجه و دقت در انتخاب همسر مناسب، باايمان و متدين در تربيت نسل آينده بسيار مهم است، اگر خانوادهها نتوانند وظايف خويش را به خوبي انجام دهند، و در نتيجه فرزندان گمراه و منحرف به جامعه تحويل دهند، نابسامانيهاي فكري، فرهنگي و اجتماعي فراواني به وجود خواهد آمد. پيامبر گرامي اسلام ـ صلي الله عليه و آله ـ دربارهي انتخاب همسر ميفرمايد: ايها الناس، اياكُم و خضراء الدمن. قيل: يا رسول الله ـ صلي الله عليه و آله ـ و ما خضراء الدمن؟ قال: المرأةُ الحسناء في منبت السوء؛ اي مردم از سبزهي مزبله بپرهيزيد. پرسيدند: مزبله چيست؟ فرمودند: زن زيبا در خانوادهي بد.[3]
گرچه سخن پيامبر گرامي اسلام دربارهي زن وارد شده است، اما بيترديد اين حكمت دربارهي مرد نيز صدق ميكند، زيرا او نيز اگر در خانوادهي بد و فاسد پرورش يافته باشد، ميتواند عامل ناهنجاريهاي زيادي گردد.
با بررسي آسيب شناسي خانواده در جهان غرب، آشكار ميشود كه در دوران شكوفايي دانش، تكنولوژي و صنعت، استحكام و كانون گرم خانواده كمتر مورد توجه قرار گرفته و ضربات شكنندهاي را به جامعهي بشري وارد نموده است. رعايت نكردن اصول و مباني صحيح زندگي، باعث فساد و جنايت در جامعه ميشود.
متأسفانه، دولتهاي مدعي جامعهي متمدن غربي، هيچ گاه به اصالت و بنياد خانواده ـ آنچنان كه شايسته است ـ توجه نداشتهاند؛ حتي گاهي در راستاي سياستهاي دنيايي و نفساني خود، با كساني كه به اصول و باورهاي ديني و مذهبي اعتقاد دارند، به مبارزه برخاسته و تمام ارزشهاي انساني را زير پا ميگذارند؛ مثل مبارزه با حجاب زنان و دختران در بعضي از كشورها.
آمارها نشان ميدهد كه ساختار خانواده در جهان غرب تا چه اندازه بيثبات و متزلزل و هراسآور است.
«امروزه ساختار خانواده در آن جوامع، با مشكلات متعددي دست به گريبان است. آمار بالاي طلاق، همجنس بازي، زندگي زوجين، در چارچوبهاي خارج از دايرهي ازدواج، عدم وفاداري زوجين به يكديگر، بيبندوباري فرزندان، سطح بالاي حاملگي دختران جوان و بالا رفتن تعداد كودكان و نوجواناني كه در خانوادههاي بدون پدر يا مادر بزرگ ميشوند و...، پايداري خانوادهها را در آن جوامع با خطر مواجه ساخته است.
در كشورهاي غربي طي سالهاي 1970 ـ 1988 تعداد نوزادان نامشروع كه نتيجهي روابط جنسي خارج از چارچوب ازدواج بودند، به شدت افزايش يافت. در سوئد از هفده درصد در سال 1970 به پنجاه و يك درصد در سال 1988 رسيده است.»[4]
بنابراين، توجه به خانواده و شناخت آسيبهاي گوناگون آن بسيار لازم و ضروري است.
پي نوشت :
[1] . از حجت الاسلام يدالله دادجو.
[2] . زمينه جامعهشناسي، اقتباس ا. ح. آريانپور، ص 245.
[3] . وسايل الشيعه، ج 20، ص 48.
[4] . ابوالقاسم مقيمي حاجي، جوانان و روابط، ص 50.











نقل قول
