اي علي....
اي علي! اي نمايندهي غم، اي درياي درد،
اين رحمت بزرگ خدا بر تو گوارا باد...
من اعتقاد دارم كه در جه شخصيت انسانها
به اندازه غم و درد آنهاست،
و ميدانم كه خداي بزرگ بربندگان مخلص و دلباخته خود
رحمت ميكند و دريايي از درد
و كوهي از غم به آنها ارزاني ميدارد.
اي علي! من زير كوهي از غم كوبيده،
و دريايي از درد غرق شده بودم
و تحملم به پايان رسيده بود،
ولي تو غم و درد مرا با غم و درد علي بزرگ متصل كردي،
و آنچنان كه به بينهايت متصل شدهباشم، آرامش يافتم.
اي علي ! من علي را بيش از حد دوست ميداشتم،
و حتي اگر پرستش غير ذات خدا مجاز بود، تو را ميپرستيدم ،
ولي اين دوستي گنگ و مبهم بود،
از تار و پود وجودم سر چشمه ميگرفت.
ولي خوددليلش را نميدانستم،
ولي تو علي به من شناساندي نه فقط باشمشير ذوالفقارش ،
و كلام آتشينش... بلكه عشق سوزانش،
و غمها و دردهايش و تنهايي و صبرش...
من ديروز از برّش شمشير علي لذّت ميبردم
و عظمت او را در قدرتش و كلامش ميدانستم،
ولي امروز عظمت او را در عشق و ايمانش،
در عرفانش، در تنهائيش، در كوههاي غمش،
در درياهاي دردش مشاهده ميكنم،
هنگاميكه دل دردمندش ميجوشد و ميخروشد
و سر به چاه كرده ميگريد،
من بيش از اندازه به او احساس نزديكي ميكنم،
هر چه بيشتر به او تهمت ميزنند،
و هر چه زيادتر سّب علي ميكنند،
و هر چه شديدتر شيعيانش را زجر و شكنجه ميدهند،
عشق و احترام من به علي شديدتر
و سوزانتر و عميقتر ميشود...
تو اي علي، حيات جاويد يافتهاي،
و ما مردگان متحرك آمدهايم
تا از فيض وجود تو، حيات بيابيم.








نقل قول
