به نام خدا
بازتاب انقلاب اسلامي ايران بر عربستان سعودي
يكي از كشورهايي كه از تأثيرات اين انقلاب بي نصيب نمانده است، كشور عربستان سعودي است. اين تأثيرات تا جايي است كه در مقطعي روابط دو كشور به واسطه اين تأثيرات قطع مي شود. از آنجا كه هر تحولي در اين كشور تحول در كل جهان اسلام را به دنبال خواهد داشت لذا مطالعه بازتاب انقلاب اسلامي در عربستان سعودي امري مهم به شمار مي رود. در اين مقاله تأثيرات انقلاب اسلامي در ۴ سطح حاكميت، اسلام گرايان، ليبرال ها و نسل سوم عربستان مورد ارزيابي قرار گرفته است. نويسنده معتقد است كه انقلاب اسلامي در مواردي به صورت مستقيم و در برخي موارد به صورت غيرمستقيم اين كشور را تحت تأثير خود قرار داده است.
انتقال يا صدور پيام ها ، آرمان ها و ارزش هاي يك ايدئولوژي ، دين و فرهنگ از يك جامعه به جوامع ديگر امري شايع و متداول است . صدور پيام ها ، آرمان ها و ارزش هاي يك انقلاب به جوامع يا كشورهاي ديگر و بررسي بازتاب هاي آن نيز همواره مطرح بوده است . انقلاب اسلامي ايران نيز با تعاليم تأثيرگذار خود از اين قاعده مستثني نمي باشد. يكي از كشورهايي كه از تأثيرات اين انقلاب بي نصيب نمانده است، كشور عربستان سعودي است . اين تأثيرات تا جايي است كه در مقطعي روابط دو كشور به واسطه اين تأثيرات قطع مي شود . از آنجا كه هر تحولي در اين كشور تحول در كل جهان اسلام را به دنبال خواهد داشت لذا مطالعه بازتاب انقلاب اسلامي در عربستان سعودي امري مهم به شمار مي رود. در اين مقاله تأثيرات انقلاب اسلامي در ۴ سطح حاكميت ، اسلام گرايان ، ليبرال ها و نسل سوم عربستان مورد ارزيابي قرار گرفته است . نويسنده معتقد است كه انقلاب اسلامي در مواردي به صورت مستقيم و در برخي موارد به صورت غيرمستقيم اين كشور را تحت تأثير خود قرار داده است .
دو كشور ايران و عربستان از سال ۱۳۰۷ با يكديگر روابط سياسي برقرار نمودند . ابتداي تشكيل حكومت آل سعود با دوران سلطنت رضا خان در ايران همزمان بود . دو نظام سلطنتي از همان ابتدا روابط حسنه اي با يكديگر برقرار ساختند كه تا سال ها همچنان به همان صورت باقي ماند. ليكن تشكيل اوپك روال روابط دو كشور را جايگزين نمود. بعد از تشكيل اوپك استراتژي هاي نفتي و نوع رژيم حكومتي از وجوه تشابه دو رژيم گرديد . ضمن آنكه تفاهم هر دو دولت در سازمان اوپك روابط سياسي دو كشور را به طور چشمگيري گسترش داد و اين امر باعث آن گرديد كه آن دو در مسائل مختلف سياسي ، در عرصه منطقه اي و جهاني از نظرات مشابهي برخوردار گردند ( اخوان كاظمي ، ۱۳۷۳ ، ص ۱۱ ) روابط دو كشور در دهه ۱۳۵۰ با دكترين سياسي نيسكون به يكديگر پيوند خورده و بيشتر با آئين مزبور قابل تفسير و تبيين مي باشد . در چارچوب اين دكترين دو كشور همكاري هايي را در منطقه براي حفظ وضع موجود و منافع غرب آغاز مي نمايند . در اين راستا ايران با قدرت فزاينده تسليحات نظامي خود حفظ امنيت منطقه را بر عهده مي گيرد و عربستان با توان مالي و ذخاير نفتي نقش قدرت اقتصادي را متعهد مي شود . با وجود اين همكاري ها در روابط دو كشور در اين دهه نيز رقابت هايي به چشم مي خورد . ( هاشم آبادي ، ۱۳۶۹ ، ص ۱۹۱ )
گرچه سياست دو پايه نيكسون بر تأمين امنيت منطقه توسط كشورهاي اين حوزه ( ايران و عربستان ) پايه ريزي شده بود ولي شرط آن حمايت آمريكا از اين كشورها نيز بود . به عبارت ديگر اجراي اين سياست لازمه اش همكاري منطقه اي با حمايت امريكا بود . در سياست دو پايه نيسكون اگرچه ضرورتا بين ايران و عربستان همكاري و هم جهتي عميقي وجود داشت ولي در بطن اين همكاري ها همچنان نوعي رقابت موجود بود و عربستان از قدرت مسلط بي چون و چراي ايران در منطقه دائما در اضطراب بود . بعد از ناصر بين عراق و عربستان سعودي بر سر رهبري جهان غرب رقابت وجود داشت اما عربستان به خاطر تسلط بر منابع عظيم مالي توانست زمينه هاي مناسبتري به دست آورد به همين خاطر اين كشور هيچگاه حاضر نبود كه سيادت برتر در منطقه به طور كامل به ايران اعطا شود و هميشه به دنبال فرصتي بود كه اين نوع سيادت نصيب خودش گردد.(اخوان كاظمي ، ۱۳۷۳ ، ص ۱۷ (





نقل قول
