محمد علي مجد فقيهي
قرآن، كتاب انسان سازى است، كتا ب ى براى هدايت انسان به سوى سعادت و كمال،
در همه ادوار حيات انسان و براى همه ابعاد حيات او و كتابى كه انسان فرو رفته در
ظلمت ها را، به ن ور، رهبرى مى كند. اين نوشتار، كوششى است براى شناساندن قرآن
از زبان على (ع) كه در كتاب شريف نهج البلاغه تبلى پ يدا كرده است؟ نهج البلاغه اى كه
برادر قرآن نام گ رفته است.
نهج البلاغه، تولد يافته از قرآن است، لذا بهترين شناخت و عالى ترين ارتباط با قرآن و بهره گيرى
از آن را در مكتب نهج البلاغه مى توان آموخت. در نهج البلاغه، درباره قرآن و تمسك! به آن، از
جهات مختلف سخن به ميان آمده است كه برخى از آنها عبارت اند از:
اوصاف و و يژگي هاي قرآن
قرآن كتابى است كه تاريخ انقضايى براى آن نيست كاربرد همه علوم و دانش هاى بشرى تا
جايى است كه زندگى دنيايى وجود دارد و پس از كوچ از سراى طبيعت و ماده، كاربرد خود را
از دست مى دهند. علم يزشكى تا آنجا كاربرد دارد كه بدنى در ميان، باشد، اما ازآنجا كه روح
انسان ابدى است و قرآن، كتاب جان و روح آدمى است، لذا براى او در همه ادوار حياتش،
سخن دارد. از اين رو، قرآن در زبان اميرالمؤمنين چنين توصيف مى شود: لاتفنى عجائبه،
ولاتنقضى غرأئبه ولاتكشف الظلمات الابه عجايب آن از بين نمى رود، شگفتى هايش پايان
نمى پذيرد، ظلمت ها جز بدان برطرف نمى شود ا و در جاى ديگر مى فرمايد: ناطق لايخبأ
لسانه، و بيت لاتهدم اركانه ناطقى است كه هيچ گاه زبانش كند نمى گردد و سرايى است
كه پايه هايش ويران نمى شود2 انسان، هر قدر در مراتب كمالى خود بالا رود، قرآن براى او
حرف دارد و چون قرآن نازل شده از نزد حضرت حق گويا آنان(كساني كه قرآنها را ر خدمت خود
مي گيرند) پيشوايان كتاب هستند و كتاب امام آنها نيست خداوند كتابى- كه هدايتكر است
-فرو فرستاد كه درآن خير و شر را بيان فرموده؟ پس راه خير را بكيريد ات شويد و از طريق
شر دورى گزينيد تا به مقصد برسيد هدايت قرآن، برنامه اى است كه براى زندگى مادي و
معنوى انسان ارائه مى كند. خيرآن، آن چيزي است كه انسان را به كمالش برساند و او را
شكوفا كند و شرآن، چيزى است كه موجب كاستى در شخصيت او شود. قرآن ريسمان الهى
و وسيله امن خداوند است: فانه حبل الله المتين و سببه الامين قرآن، ريسمان محكم
خداوند و وسيله امنيت بخش اوست تعبير ريسمان، تعبير ظريفى است، زيرا كاربرد ريسمان
در گذشته، براى آن بود كه چيزى را به وسيله آن ازته چاه تاريك! به بالا مي آوردند. اينجا
نيز حضرت، قرآن را به ريسمان تشبيه مى كند. قرآن وسيله اى است از طرف خداوند تا
انسانهاى زندانى شده در جاه تعلقات طبيعت را به عالم نور بالا آورد، منتهى، به شرط آن كه
به اين ريسمان جنگ زنند. قرآن كتاب دل است: و فيه ربيع القلب... و ما للقلب جلاء غيره؟
بهار دلها در قرآن است ... و جللأيى براى دل انسان جز قرآن نيست . قرآن، دلهاى مرده
و منجمد را به زندگى معنوى و زيبايى اخلاق و شكوفايى وجودى مى رساند و دلى را كه
زنگار گناه و انحراف در آن نقش بسته، تنها با قرآن، صفا و جلا مى يابد





نقل قول
