3. عصمت اهل بيت در روايات نبوى
روايات پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم)، فضايل فراوانى براى اهل بيت(عليهم السلام) بر مى شمارند كه برخى از آن ها جز با عصمت آنان سازگار نيست. در اين قسمت، از احاديثى كه تنها شيعيان روايت گر آن اند در مى گذريم و به نمونه هايى از آنچه در كتب اهل سنّت آمده است، بسنده مى كنيم.
الف. اهل بيت، همراه و همتاى قرآن: در حديث پر آوازه ى ثقلين، توجّه به دو نكته انديشه ى حق جويان را به عصمت اهل بيت ره نمون مى گردد: يكى آن كه در اين حديث، كتاب و عترت در كنار يك ديگر محور هدايت به شمار آمده اند «ما ان تَمَسّكتُم بِهُما لَن تَضّلوا ابَدا»; ديگر آن كه در اين روايت بر جدايى ناپذيرى قرآن و عترت تأكيد شده است «لَن يَفتَرقا حَتّى يَرِدا عَلىّ الحَوض»; اگر اهل بيت معصوم از گناه و خطا نبودند، پى روى از آنان همواره موجب هدايت نمى گرديد و جدايى ناپذيرى آنان از قرآن، معناى روشنى نمى يافت.[13]
ب. على بن ابى طالب، مدار و معيار حق: براى داورى ميان انسان هاى عادى، چيزى جز حق را نمى توان محور ارزيابى قرار داد. بايد ابتدا حق را شناخت تا ميزان حقانيّت اشخاص بر اساس نزديكى و دورى به اين محور سنجيده شود: «اعرِفِ الحَق تَعرف اهلَه»[14]. تنها كسانى كه خود معيار حق اند و حق برگِرد آنان مى چرخد، معصومان اند و امام على(عليه السلام)به گواهى رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم)، از اين گروه است: «عَلى مَع الحَق وَ الحَقُّ مَعَ عَلى»،[15] «اللّهم ادِر الحَق مَعَ عَلى حيثُ دار»[16].
ج. پى روى از اهل بيت، مايه ى رستگارى: افزون بر حديث معروف سفينه «مَثَلُ اهل بَيتى مَثَل سَفينة نوح»[17] كه اهل بيت را به كشتى نوح همانند مى كند و رستگارى ابدى را با پى روى از آنان پيوند مى زند، احاديث فراوان ديگرى نيز در اين باره مى توان يافت كه روايت زير نمونه اى از آن ها است:
هر كس مى خواهد زندگى و مرگش هم چون حيات و ممات من باشد،... ولايت على و فرزندانش را برگزيند; زيرا آنان هرگز شما را از راه هدايت بيرون نمى برند و به گم راهى نمى كشانند[18].
[1]. ر.ك: الالفين فى امامة اميرالمؤمنين على بن ابى طالب(عليه السلام).
[2]. ر.ك: انوار الملكوت فى شرح الياقوت، ص 204; قواعد المرام، ص 177; كشف المراد، ص 364; نهج الحق، ص 157; ارشاد الطالبيين، ص 333; تنزيه الانبياء، ص 8; عقائد الاماميه، ص 67; معانى الاخبار، ص 133; تلخيص الشافى، ج 1، ص 194; و امام شناسى، ج 1، ص 9.
[3]. الالهيات، ج 4، ص 45ـ26; امامت و رهبرى، ص 51; و پژوهشى در عصمت معصومان، ص 280.
[4]. سوره ى بقره، آيه ى 124.
[5]. العصمة، ص 25; الالهيات، ج 4، ص 121; الميزان، ج 1، ص 276; امامت و رهبرى، ص 168; و بررسى مسائل كلى امامت، ص 46.
[6]. تفسير البيضاوى، ج 1، ص 139.
[7]. سوره ى نساء، آيه ى 59.
[8]. الميزان، ج 4، ص 401ـ387; و ولايت فقيه، ص 72.
[9]. التفسير الكبير، ج 10، ص 116.
[10]. ر.ك: اثبات الهداة، ج 1، ص 501; و ر.ك: ينابيع المودة، ص 495ـ494.
[11]. ر.ك: الميزان، ج 16، ص 313ـ309; العصمة، ص 82ـ69 و 247ـ157; و منشور جاويد، ج 5، ص 320ـ282.
[12]. ر.ك: الالهيات، ج 4، ص 129ـ128; و روح المعانى، ج 22، ص 12.
[13]. الغدير، ج 3، ص 297; راه نما شناسى، ص 376; امامت و رهبرى، ص 75; و بررسى مسائل كلى امامت، ص227.
[14]. بحارالانوار، ج 40، ص 126.
[15]. تاريخ بغداد، ج 14، ص 321.
[16]. سنن الترمذى (الجامع الصحيح) ج 5، ص 633 (كتاب المناقب، باب 20); و المستدرك على الصحيحين، ج 3، ص 135.
[17]. المستدرك، ج 3، ص 163; كنز العمّال، ج 12، ص 94; و الصواق المحرقة، ص 186.
[18]. كنز العمال، ج 11، ص 611، ح 32960.




نقل قول
