مقایسه مسئله سیر روح در فلسفه هگل و حرکت جوهری در فلسفه ملاصدرا
چکیده ملاصدرا با بحث حرکت جوهری، بحث حرکت در فلسفه را به ساحت مابعداطبیعه میکشاند. از نظر وی تمام موجودات به سمت کمال در حرکتند و از این طریق است که تجرد نفس را اثبات میکند. هگل نیز کل تاریخ فلسفه را فرآیند روح مطلق میبیند که از طریق ذهنهای کرانمند به خود میاندیشد تا به کمال، یعنی آزادی برسد. هدف از این مقاله بررسی مسئله حرکت در این دو فیلسوف و مقایسه آن دو با یکدیگر است.
مقدمه
همانگونه که با اثبات حرکت جوهرى در حکمت متعالیه صدرایى بسیارى از مسائل فلسفه نظرى دگرگون شده و بسیارى از مسائل اخلاقى نیز متحول گشته است بهگونهای که روى این مبنا اخلاق در پیدایش، پرورش و ساختار حقیقت انسان نقش دارد؛ یعنى کارى را که انسان انجام مىدهد در آغاز «حال» است ولى بعد «ملکه» مىشود و سپس به حالت «صورت جوهرى» ظهور مىکند و چون بهصورت جوهر در مىآید، نفس براى آن به منزله «ماده» و این صورت براى آن به منزله «صورت» مىشود و جمعا یک واقعیت را تشکیل مىدهند.
صدرالدین شیرازی با طرح نظریه حرکت جوهری، از فلاسفه قبل از خود عدول میکند. وی نه به ادراک حسی از حرکات سطحی قناعت میکند و نه به ذوق عارفانه و شاعرانه بسنده مینماید، بلکه بر مبنای یک هستیشناسی اصالت وجودی با براهین گوناگون حرکت عام و بنیادین عالم مادی را اثبات میکند.
مفهوم روح در فلسفه هگل، کلیدیترین مفهومیست که به کار رفته است، بهگونهای که درک سامانه فلسفی هگل بدون آن ممکن نیست و به همین دلیل، فهم دیگر مفاهیم هگلی نظیر آگاهی، خودآگاهی، استعلاء، مطلق، آزادی، وجود برای دیگری و... منوط به دریافت این مفهوم کلیدی است.
آگاهی یا روح در آغاز، چونان امری ذهنی و درون ذات در طلب مطلق و در قالب منطق به سیر در مقولات اندیشه میپردازد. اما به دلیل محدودیتهای عالم اثبات و میل به عالم ثبوت، در کتاب طبیعت این آگاهی به سمت امر برون ذات و اشیاء موجود در جهان خارج سوق مییابد و سرانجام در فلسفه روح است که روح به اتحاد نفس میان ذهن و عین یا اندیشه و هستی که اوج آگاهی و کمال آزادی است، دست مییابد.
در این مقاله تلاش شده است که ابتدا به تبیین و تشریح حرکت در فلسفه هر دو متفکر بپردازد و سپس نشان داده شود که همگونیهای زیادی در مسئله حرکت بین این دو فیلسوف وجود دارد و اینکه هر دو فیلسوف تقریبا نگاه یکسانی در طرح مسئله حرکت دارند هر چند مبناهای آنها با هم فرق میکند.




نقل قول
