نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 12

موضوع: قضا و قدر و ارتباط آن با مسئله اختیار

Threaded View

پست قبلی پست قبلی   پست بعدی پست بعدی
  1. Top | #11

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    16,393
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    تقدیم به روح پاک شهیدان
    تشکر
    1,307
    مورد تشکر
    1,852 در 1,089
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    هر حادثه­ ای عللی دارد


    اما در مورد رخدادهایی مثل تصادف، زلزله و غیره که برای انسان رخ می‌دهند، همگی مشمول قانون علیت هستند و اصلاً نمی‌توان در مورد وقوع آن‌ها قائل به اتفاق یا سرنوشت محتوم شد. به عنوان مثال یک دیوار، مادامی که علل برپایی آن فراهم باشد هیچ­گاه ریزش نمی‌کند، اما اگر پایه آن سست گردد یا به عبارتی علل برپایی آن سلب شود، فرو می‌ریزد. بنابراین ریزش دیوار اتفاقی نیست و اگر دیوار خراب شود علت دارد و از طرفی انسان تا زمانی که در کنار دیواری که در حال خراب شدن می‌باشد، ننشیند، دیوار بر سر او خراب نمی‌شود و به خاطر خراب شدن دیوار بر سر او نمی‌میرد. پس اگر کسی در کنار دیواری که در حال خراب شدن است بنشیند و دیوار بر سر او خراب شود و بمیرد اتفاقی و بدون علت نمرده است، بلکه علل فراوانی دارد و من جمله نشستن با اختیار کنار دیواری است که به علت سست شدن پایه‌اش و... در حال خراب شدن است. تمامی رخدادهای دیگر نیز کاملاً شبیه این مثال هستند، یعنی دارای علت هستند و چه بسا که علل به حدی زیاد باشند که اصلاً قابل شمارش نباشند. نکته قابل توجه دیگر، قائل شدن به فرق و تفاوتِ بینِ انجام عملی که بدون اطلاع و آگاهی صورت می­گیرد، با امر «اتفاق» است، «اتفاق» به این معنا است که امری بدون علت رخ دهد، مثلاً خود به خود و بدون هیچ علتی دیواری بر سر فردی خراب شود و فرد بمیرد. محال بودن این امر با توضیحی که گذشت واضح است و این فرق دارد با اینکه فردی بدون اطلاع از علل مختلف، کاری را انجام دهد که افعال دیگری نادانسته بر آن مترتب گردد و در این صورت برای فرد رخدادی حاصل شده که علت آن را نمی‌دانسته. پس این حادثه ناخودآگاه بوده است نه «اتفاق»، زیرا تمام علل آن مهیا است؛ اگرچه فرد از علل آن آگاه نیست، پس در این زمینه نیز اتفاق و سرنوشت محتوم باطل است.
    نتیجه اینکه باتوجه به مباحث قبلی روشن شد که هر فعلی که در عالم رخ می‌دهد، فاعل اصلی آن فعل، خداوند است، زیرا طبق قانون علیّت هر فعلی محتاج علت است و تا علت نباشد معلول آن صادر نمی‌گردد. از طرفی، تمامی علل مؤثر در افعال، خود باواسطه یا بی‌واسطه معلول خداوند می‌باشند، به این نحو که، نه‌ تنها وجود و قدر و اندازه خویش را از خداوند دریافت نموده‌اند، بلکه برپایی و بقای آن‌ها نیز به بقاء خداوند است. پس تمامی موجودات عالمِ امکان، عین ربط به خداوند هستند و موجودی که از خود چیزی ندارد، نمی‌تواند چیزی به کسی یا شیئی اعطاء کند. بنابراین مؤثر حقیقی خداوند است، اما باید دانست که از جانب خداوند متعال و بر طبق قضاء و قَدَر الهی، قدر و اندازه انسان اینگونه ترسیم شده است که این انسان مختار باشد، یعنی در انجام افعال خود اراده و اختیار داشته باشد. با این توصیف، در انجام فعلی که از انسان صورت می­گیرد ما باید یک سلسلة طولی از علل را در نظر بگیریم که در رأس آن وجود خداوند متعال است، که دائما الفیض است و در انتهای سلسله انسانی را در نظر بگیریم که در صدد انجام فعلی است، این انسان در قوام و برپایی خویش محتاج خداوند است و خداوند نیز به واسطه علل فراوان، برپایی و توانایی های مختلفی، از جمله اختیار را برای او فراهم کرده و انسان نیز با اختیاری که خدا به او بخشیده، فعلی را انجام می­دهد. خلاصه اینکه هر فعلی که از هر فاعلی صورت می­گیرد مؤثر حقیقی در آن فعل خداوند است و فاعل بی­واسطهء فعل، اگرچه در فعلش مؤثر است، اما تأثیرش در طول تأثیر خداوند می باشد. پس نتیجه تمام بحث ما این کلام امیر‌المؤمنین علی (ع) است که می‌فرماید «لا جبر و لا تفویض بل امر بین‌الامرین» (شیخ صدوق، 1389، ص362). که درود خداوند بر او باد!

  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi