آیا انسان ها در خلقت خود (وارد دنیا شدن یا نشدن) اختیار داشته اند؟ چگونه؟
انسان واژه ایست عربی، اسم جنس (عام) که برای مذکر، مؤنث، جمع و مفرد یکسان به کار می رود. در کتاب های لغت عموماً در ماده ی «انس» نوشته شده است. انس در مقابل «جن» است به معنای اهلی، خو گیرنده و مأنوس و غالباً ریشه ی اصلی انسان را «انس» می دانند که به معنای خود گرفتن و الفت یافتن است. [1]
انسان ها در خلقت خود هیچ گونه اختیاری از خود ندارند؛ یعنی در حقیقت انسان در خلقت و در اختیار داشتن خود مجبور است و هیچ نقش و تأثیری در آن ندارد. هم چنین بعد از خلقت و ورود به این دنیا ، اقامت در این جا نیز به اختیار وی نیست؛ چرا که به طور قطع و اجباراً روزی باید این زندگی دنیوی را ترک کند و به عالم دیگر برود. نه تنها انسان، بلکه هیچ موجودی از موجودات در خلقت خود آزاد نیستند. تنها خداوند متعال است که به انسان و دیگر موجودات زندگی و حیات می بخشد.«الذی خلق الموت و الحیوة...» [2] (آن کس (خدا) که مرگ و حیات را آفرید...).
انسان قبل از خلقت وجود ندارد و چیزی نیست تا بتواند از خود اختیاری داشته باشد. بدیهی است که داشتن اختیار فرع بر وجود است. انسان ابتدا باید موجود باشد تا بعد از وجود درباره ی اختیار و آزادی وی بحث کرد.
بنابراین، انسان به ناچار طبق اراده و مشیت الاهی خلق می شود و پا به عرصه ی وجود می گذارد، «هل اتی علی الانسان حین من الدهر لم یکن شیئاً مذکوراً» [3] (آیا زمانی طولانی بر انسان گذشت که چیز قابل ذکری نبود). ذات نایافته از هستی بخش کی تواند که شود هستی بخش.




نقل قول
