کتب اربعه ي حديث شيعه
حديث يکي از مهمترين ارکان و مباني احکام و قوانين اسلام بلکه پايه و اساس بيشتر علوم اسلامي است .
چه ، حديث منحصر به احکام نبوده ، بلکه شامل مباحث الهي و اخلاق و تفسير قرآن و سيره ي رسول اکرم و شرح غزوات و حوادث تاريخي ديگر مي گرديد . تفسير خود يک قسمت از حديث به شمار مي رفت و به قول احمد امين ، دانشمند معاصر مصري ، تمام معارف دين اسلام مشمول آن ماده ي پر مايه ( يعني حديث) بود . حتي در آغاز تدوين علوم و تفکيک آنها از يکديگر ، هر عملي مجموعه اي از احاديث بود که يه يک موضوع از قبيل فقه يا سيره يا تفسير مربوط بود و تدريجاً از قرن سوم به بعد ساير علوم ، از صورت حديث خارج گرديد . (1)
به همين جهت حديث از آغاز مورد توجه مسلمين قرار گرفت و در فرا گرفتن و حفظ آن اهتمام و کوششي چشمگير به عمل آمد . چنان که بعضي صحابه ي رسول اکرم بيش از پنج هزار حديث از حفظ داشت و از اصحاب ، کساني که بيش از يکصد تا هزار حديث حفظ داشتند زياد بوده اند .
بديهي است اهتمام مسلمين به فرا گرفتن حديث ، که منبع احکام و ساير علوم اسلامي بوده است ، و وسعت نطاق حديث ، روز به روز فزون تر مي گرديد . هم از آن جهت که حديث مرجع احکام و علوم اسلامي بوده است و هم از آن لحاظ که دامنه ي اسلام گسترش مي يافت . به علاوه که جمعي از تابعين ( پيروان صحابه و کساني که درک محضر ياران رسول خدا نمودند ) سعي مي کردند احاديث پيغمبر را از تمام صحابه ي آن حضرت فرا گيرند رد رصورت که منبع استفاده ي اصحاب بيشتر نفس شريف نبوي بود.
منتهي تدوين و ضبت حديث به واسطه ي عللي (2) از نيمه ي دسهدوم تمل گرديد. بدينسان که عمر بن عبدالعزير (خلافت از 99 تا 101 هجري) به فکر افتاد که احاديث پيغمبر را جمع آوري کند و به اين منظور بخشنامه اي به حکام ولايات صار کرد که هر حديثي که از رسول خدا به شخصي يا اشخاصي رسيده بنوسند. (3) و مخصوصاً مدينه که مرکز ثقل اسلامي و موطن رسول خدا و صحابه بزرگ آن حضرت بود بيشتر مورد اهتمام وي قرر گرفت.لذات نامه ي مخصوصي به ابي بکر،محمد حزمي قاضي مدينه نوشت که حديث پيغمبر را جمع نمايد. ولي از اين مجموعه اثري نيست وممکن است به واسطه ي کوتاهي دوران خلافت عرم بن عبدالعزيز (دو سال و پنج ماه) اين کار به آخر نرسيده باشد.(4)
به هر حال طبق نوشته ي ذهبي در حوادث سال 143 هـ (در دين سال بود که مکه و مدينه عملا شروع به تدوين حديث نمودند) ولي به عقيده ي ما اين کار توسط مکتب حضرت باقر (57 -114هـ) و به دستور آن جناب و بعد به امر حضرت صادق (ع) درميان شاگردان امام متداول بود. چنان که نام جمعي از اصحبا آنحضرت و نيز اصحاب حضرت صادق (م.148 هـ) را ک داري کتا ب حديث بوده اند در کتب رجال شيعه (مانند رجال نجاشي و فهرست و رجال شيخ طوسي) مي بينيم، مثل جابربن يزيد جعفي (متوفي 128- هـ) و ابان بن تغلب در گذشته ي زمان حضرت صادق محمد حلبي (م. 114 هـ) و زراره بن اعين (م. 150 هـ) و محمدبن مسلم طائفي (م. 150 هـ).
علامه ي تهراني نام يکصد و هفده کتب حديث (=اصل)را، که نويسندگان آن بيشتر از اصحاب حضرت باقر و صادق اند، در کتب الذريعه آورده است. منتهي قسمتي از احاديث اين کتابها به سند متصل به پيغمبر يا صحابه رسول اکرم نمي پيوندد و لذا نزد اهل سنته اين گونه احاديث در شمار احاديث مرسله است.







نقل قول
