نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 59

موضوع: *^*خاطرات و حكايتها *^*

Threaded View

پست قبلی پست قبلی   پست بعدی پست بعدی
  1. Top | #11

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    May 2010
    شماره عضویت
    378
    نوشته
    10,368
    تشکر
    5,962
    مورد تشکر
    12,350 در 5,666
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پاسخ : *^*خاطرات و حكايتها *^*


    شكر را يك قران گران كرد عليه او كودتا شد!!


    يك وقت رئيس جمهور كشورى مى خواست مشكلات سياسى خودش را براى من تشريح كند. او مى گفت كه يكى از رؤ ساى جمهور گذشته ى ما شكر را يك قران گران كرد، عليه او كودتا شد و از بين رفت !من گفتم مشكل او اين بوده كه مردم را با خودش نداشته است . در مملكت ما، جنسهاى تثبيت شده گاهى قيمتشان ده برابر بالا مى رود، اما آب تكان نمى خورد؛ چون مردم پشت سر دستگاهند، ما هم مى آييم به آنها مى گوييم كه مثلا اين جنس را قبلا به اين قيمت مى داديم ، اما حالا مى خواهيم گرانش كنيم ؛ مردم قبول مى كنند؛ پنج ، شش سال قبل به مردم مى گفتيم كه همه بايد به عنوان جهاد مالى به جنگ كمك كنند؛ مردم هم مثل مور و ملخ به طرف بانكها ريختند، تا به حساب مالى شوراى عالى پشتيبانى جنگ پول بريزند.
    شما چگونه مى خواهيد محبت و اطمينان مردم را جلب كنيد؟ مردم به من و شما اطمينان داشته باشند. اگر ما دنبال مسايل خودمان رفتيم ، به فكر زندگى شخصى خودمان افتاديم ، دنبال تجملات و تشريفاتمان رفتيم ، در خرج كردن بيت المال هيچ حدى براى خودمان قايل نشديم - مگر حدى كه دردسر قضايى درست بكند!- و هر چه توانستيم خرج كرديم ، مگر اعتماد مردم باقى مى ماند؟ مگر مردم كورند؟ ايرانيان هميشه جزو هوشيارترين ملتها بوده اند؛ امروز هم به بركت انقلاب از هوشيارتر اينهايند؛ از هوشيارها هم هوشيار ترند. آقايان ! مگر مردم نمى بينند كه ما چگونه زندگى مى كنيم ؟
    آن وقتى كه جوان حزب اللهى ما به جهاد يا به سپاه يا به فلان وزارتخانه مى رفت و به او مى گفتند كه چه قدر حقوق مى خواهى ، مى گفت اين حرفها چيست ، مگر من براى حقوق آمده ام ؟ اصرار مى كردند كه بالاخره زندگى خودت و زن و بچه ات بايد بگردد، يك چيزى بگير. به نظر شما اينها افسانه است ؟ به نظرم اگر شما برويد در دنيا اين را نقل كنيد، چنانچه كسى وضع چند سال قبل ما را نديده باشد، خواهد گفت كه افسانه است ؛ ولى اين واقعيت است . اين رويداد؛ در همين ايران و در همين تهران و در همين وزارتخانه هاى ما اتفاق افتاد؛ يكى ، دو مورد هم نبود. نماينده مجلس وقتى اول بار به او حقوق دادند، خجالت كشيد حقوق را بگيرد!بعضى از دوستان ما در دوره ى اول نمايندگى مجلس ، شرمشان آمد و ننگشان كرد كه حقوق بگيرد! افتند ما حقوق بگيريم ؟!
    (20)
    امضاء



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi