بسم الله الرحمن الرحیم
« وَ الَّذَین جاهَدُ وافینا لَنَهدِیَنَّهُم سُبُلَنا »
با سلام خدمت آقا امام زمان (عج) و نائب بزرگوارش، ولی امر، قلب تپنده امت شهید پرور، رهبر کبیر انقلاب اسلامی، حضرت امام خمینی مدظله العالی و با آرزوی موفقیت وپیروزی برای رزمندگان اسلام و با آرزوی صبر هر چه بیشتر برای خانواده ی شهداء، اسراء، مفقودین، مجروهین و جانبازان انقلاب اسلامی ایران، وصیتنامه ام را آغاز می کنم .
شهادت می دهم که خدا یکی است و هیچ معبودی جز او نیست، من خدائی را ستایش می کنم که جمال بی مثالش را در آینه آفرینش جلوه داد و از همه جهان در «دل شکسته» خانه کرد و مستمندان را به همسایگی پذیرفت.
و شهادت می دهم که همان خدای، بر جهان منّت گذاشت و درخت نبّوت را در شوره زار زندگی بارور گردانیده و محمد مصطفی(ص) را شیرین ترین میوه و با سودترین حاصل آن قرار داد.
و شهادت می دهم که علی ولی خداست و جانشین او. پیامبر فرمود در شب معراج وقتی به آسمانها رفتم، تشویش داشتم، پروردگار متعال بر شانه ام دستی گذاشت که قلب من از دست خدای آرامش گرفت.
آری علی در خانه خدا بر همانجا پا گذاشت که پروردگار محمد(ص) دست گذاشته بود.
و شهادت می دهم که حسن(ع) و حسین(ع) و نه فرزندان تبار حسین(ع) که آخرین آنها ولی عصر، مهدی موعود(عج) می باشد، حجت خدا بر بندگانش هستند و زهرای مرضیه(س) ام ابیها نیز حجت آنها بر خلق است.
و شهادت می دهم که حضرت امام خمینی مادامی که در خط رسول الله است رهبر من، مرجع من و نائب بر حق امام زمان (عج) می باشد.
و شهادت می دهم که آخرتی وجود دارد، غیبت، ملائکه، میزان، قرآن، و معراج پیامبر بر حق اند.
خوب است وصیت نامه ام را به سخنان مولای متقیان، امام عارفان، امیرالمومنین (ع) مزین گردانیده و متبرک نمایم:
« در هر روز که از عمر خود بسر می بری به فردای آن بیندیش و در هر فراز فرودی را منتظر باش »
« در تمام مراحل زندگی میانه رو و مقتصد باش و از طرفین افراط و تفریط پرهیز کن. اکنون که توانگری در هزینه اسراف و مدارا کن و بخاطر داشته باش که روز نیازمندی و تهیدستی هم در پیش است، ای انسان تو از کشت جو خوشه های گندم طمع داری چه ساده و نادان بوده ای. شما در زندگی از آنچه کرده اید، باز پرسی خواهید شد و بر آنچه پس انداز کرده اید در آینده، درو خواهید کرد. »
در ابتدا باید از مادرم بزرگوارم کمال تشکر را بجا بیاورم چرا که خود خوب می دانم هرگز نخواهم توانست جبران زحمات او را کنم.
مادر عزیزم از تو می خواهم که از من راضی باشی چون من تنها به وظیفه ام عمل کردم. مادر جان دنیا بی ارزش ترین و بی وفاترین موجودی است که تا بحال دیده ام، این همان دنیائی است که روزی در آن حسین(ع) بر زانوی رسول الله(ص) نشسته بود و روز دیگرش زیر سم اسبان کوفیان.
مادر جان این دنیا همان دنیائی است که در آن حسن(ع) بر پشت پیامبر(ص) سوار می شد اما در همین دنیا جگرش پاره پاره شد و همان اهل دنیا بدن مبارکش را تیر باران نمودند. مادر جان به خدا قسم این دنیا همان دنیائی است که روزی پیامبر(ص) زهرا(س) را بوسیده و مادر خود می خواند و روز دیگر زهرا را بین در و دیوار ... به خدا از گفتنش خجالت دارم! آری مادر این همان دنیائی است که علی(ع) در آن بر شانه پیامبر رفت و هنگام دیگر وی را روی زمین می کشیدند آن هم برای تصاحب حقش، و زهرایش(س) را جلوی چشمانش سیلی زدند، و روز دیگر در محراب عبادت محاسنش را به خون سرش خضاب کردند.





نقل قول
