نمایش نتایج: از شماره 1 تا 4 , از مجموع 4

موضوع: ناسخ و منسوخ قسمت دوم: تاریخچه مباحث ناسخ و منسوخ

Threaded View

پست قبلی پست قبلی   پست بعدی پست بعدی
  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اهل بیت علیهم السلام
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    21,145
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    45,384
    مورد تشکر
    50,634 در 16,255
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    توجه ناسخ و منسوخ قسمت دوم: تاریخچه مباحث ناسخ و منسوخ





    شمع 1ناسخ و منسوخشمع 2



    قسمت دوم: تاریخچه مباحث ناسخ و منسوخ

    آنچه گذشت:

    اهمیّت شناخت نسخ و توجه به این امر، از سخن بزرگان دین به خوبى مشهود است. در مورد قرآن، كه كتاب قانون اسلام است، آشنایى با ناسخ و منسوخ آن تأكید و توصیه شده است.
    ابوعبدالرحمن سُلَمى از على‏بن ابى‏طالب نقل مى‏كند كه آن حضرت در برخورد با یك قاضى از او پرسید:
    هَلْ تَعْرِفُ النّاسِخَ مِنَ الْمَنْسوخِ؟ فقال: لا، فقال: هَلَكْتَ واَهْلَكْتَ؛ 1
    آیا ناسخ و منسوخ قرآن را مى‏شناسى؟ گفت: نه. حضرت فرمود: خودت را هلاك نمودى و دیگران را به ورطه هلاكت افكندى.

    سیر نگارش‏هاى ناسخ و منسوخ
    با توجه به اهمیت مسأله ناسخ و منسوخ، پژوهش‏هاى گسترده و فراوانى از اولین قرن هجرى تاكنون در این زمینه صورت گرفته است.
    طبق ضبط برخى از مورّخان برجسته «تاریخ و علوم قرآن» اولین شخصى كه درباره «ناسخ و منسوخ» در تاریخ اسلام، كتاب نوشت، «قتاده» (م‏118ق.) بود. سپس یكى از اصحاب امام صادق(ع) به نام «محمدبن سائب كلبى» (م‏146ق.) به این كار مبادرت جست. پس از او نوبت به «مقاتل‏بن سلیمان» (م‏146ق.) از یاران نامدار امام‏صادق(ع) رسید. اما هیچ‏یك از كتاب‏هاى آنها نه‏تنها به دست ما نرسیده است، كه به احتمال قوى قدیمى‏ترین پژوهشگران تاریخ و علوم قرآن هم، به این كتاب‏ها دست نیافته‏اند. 2
    در میان مؤلفان شیعه، شهاب‏الدین احمدبن عبدالله‏بن سعید المتوّج (م‏836ق.) از شاگردان فخرالمحقّقین و شهید اول و صاحب تألیفات متعدد، كتابى به نام الناسخ والمنسوخ تألیف كرده كه به كوشش دكتر محمد جعفر اسلامى چاپ شده است.
    از میان دانشمندان معاصر اهل سنت، دكتر مصطفى زید در اثرى تحقیقى و به گونه‏اى تفصیلى با نقّادى در خور تحسینى رساله خویش را تحت عنوان النسخ فى القرآن الكریم عرضه نموده است.

    تعریف لغوى


    «نسخ» در لغت به معانى مختلفى آمده است كه عبارتند از: ازاله، تغییر، ابطال و چیزى را جاى چیز دیگر قرار دادن.
    جوهرى در صحاح گوید: نسخ آیه به آیه، زایل‏نمودن و از بین‏ بردن مثل حكم آیه است.
    دانشمند بزرگ راغب اصفهانى در کتاب "مفردات" مى‏گوید:
    نسخ، یعنى از بین بردن چیزى به واسطه چیزى كه پس از آن مى‏آید؛ مثل از بین بردن آفتاب، سایه را و سایه، آفتاب را و پیرى، جوانى را. از واژه نسخ گاه معناى «ازاله» و گاه معناى «اثبات» (ضدّ آن) فهمیده مى‏شود.
    نسخ قرآن به معناى ازاله و از بین بردن حكم آن است، با حكمى كه بعد از آن آمده‏ است. خداوند مى‏فرماید: مَا نَنسَخْ مِنْ آیَةٍ أَوْ نُنسِهَا نَأْتِ بِخَیْرٍ مِّنْهَا أَوْ مِثْلِهَا ....3
    "نسخ كتاب" به معناى انتقال صورت آن به كتاب دیگر است. این امر، سبب ازاله و رفع صورت اول نمى‏گردد، بلكه موجب «اثبات» همان صورت در مادّه دیگرى مى‏شود. گاهى از این معنا به «استنساخ» تعبیر مى‏شود. خداوند مى‏فرماید: إِنَّا كُنَّا نَسْتَنسِخُ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ.4

    در این‏كه كدام یك از معانى ازاله، تغییر، ابطال و انتقال، معناى حقیقى و كدام معناى مجازى واژه نسخ است، میان دانشمندان اختلاف وجود دارد. دكتر مصطفى زید، پس از ذكر آراى گوناگون، نظریّه ابوالحسین بصرى كه نسخ را حقیقت در ازاله و مجاز در نقل و انتقال مى‏داند، ترجیح داده براى اثبات مدعاى خویش، مواردى را از عهد قدیم و نیز از استعمالات قرآن كریم شاهد مى‏آورد.5

    علامه طباطبائى در تعریف نسخ مى‏گوید: هو الإبانة عن انتهاءِ أمد الحكم وانقضاءِ أجله؛ 6
    آشكار ساختن انتهاى مدت و زمان حكم و پایان عمر آن.


    گزیده مطالب
    1. گرایش به پژوهش در زمینه ناسخ و منسوخ از اوّلین قرن هجرى تاكنون وجود داشته است.
    مكتب بیان: مكتبى است كه نسخ را بیان مدت انتهاى حكم مى‏داند.
    مكتب خطاب: در تعریف نسخ از واژه «خطاب» یا «لفظ» و نظایر این دو، كمك مى‏گیرد.
    مكتب رفع: به جاى تعبیر بیان یا خطاب، از رفع حكم سخن مى‏گوید.
    3. برخى دیگر از نویسندگان در این باب عبارتند از: قاسم‏بن سلام، ابوداود سجستانى، ابوجعفر نحّاس، هبةالله‏بن سلامه، عبدالقاهر بغدادى، ابن‏هلال، ابن‏جوزى، ابن‏خزیمه، اسفرایینى، ابن‏بارزى، احمدبن عبدالله المتوج و دكتر مصطفى زید. 4. نسخ در لغت به چند معنا به كار رفته‏است: تغییر، ازاله و اعدام، ابطال و انتقال. نسخ به معناى انتقال، همان استنساخ است. 5. معناى حقیقى نسخ همان ازاله است و مجازاً در نقل و انتقال به كار رفته‏است. 6. سیر تحول تعریف اصطلاحى نسخ از قرن چهارم تا دوره معاصر به وجود آورنده سه مكتب در این زمینه بوده است: مكتب بیان، مكتب خطاب و مكتب رفع. 7. پایه‏گذاران مكتب رفع ابتدا شافعى و پس از وى بزرگانى چون طبرى، ابن‏هلال، ابن‏جوزى و ابن‏حاجب مى‏باشند. پس از ابن‏حاجب بسیارى از دانشمندان از قرن هفتم به بعد گرایش به مكتب رفع پیدا نموده‏اند. كه از آن جمله مى‏توان از زرقانى، میرزاى قمى، آیةاللَّه العظمى خوئى و صبحى صالح نام‏برد.
    2. اوّلین نویسنده ناسخ و منسوخ، قتاده (م‏118ق.) بوده است، امّا از كتاب وى اطلاعى در دست نیست.
    *************************
    درسنامه علوم قرآنى سطح ۲؛ حسین جوان آراسته
    تنظیم: گروه دین و اندیشه تبیان
    1. تفسیر عیاشى، ج‏1، ص‏23؛ ابن‏حزم، النّاسخ والمنسوخ، ص‏5.
    2. ر.ك: «علوم قرآن و فهرست منابع» و مقاله «ناسخ و منسوخ» از سرى مقالات فارسى كنگره جهانى شیخ‏مفید، شماره 71.
    3. بقره (2) آیه 106.
    4. جاثیه (45) آیه 29.
    5. ر.ك: النسخ فى القرآن كریم، ص‏55 - 65. 6 . المیزان، ج‏1، ص‏249.



    امضاء

  2. تشكرها 5


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi