نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 70

موضوع: سر نینوا زینب کبری سلام الله علیها

Threaded View

پست قبلی پست قبلی   پست بعدی پست بعدی
  1. Top | #11

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,460
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,230 در 64,522
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض






    2- درماندگان بنی هاشم به او پناه می‌برند و در پیشگاه او در نعمت و سعادتند؛
    3- روشن چهره‌ای است که ابرها به خاطر او می‌بارند، او فریادرس یتیمان و پناه بیوه‌زنان است؛
    4- او میزان حق است که یک جو تخلف نمی‌کند، و وزن کننده درستکاری است که توزین او بیم اشتباه ندارد.
    ابوطالب در قصیده‌ای دیگر چنین گفته است:
    ألم تعلموا أنا وجدنا محمداً نبیاً کموسی خط فی أول الکتب
    أفیقوا أفیقوا قبل أن تحفر الزبی و یصبح من لم یجن ذنبا کذی ذنب
    ألیس أبونا هاشم شد أزره و أوصی بنیه بالطعان و بالضرب (2)1- بدانید که ما محمد را همچون موسی یافته‌ایم، پیامبری که در کتب پیشینیان نام او ذکر شده است؛
    ________________________________________
    1- بحارالانوار، ج 35،ص 166
    2- همان،ص 92
    ص: 105
    2- قبل از آن‌که کار بر شما سخت شود و بی‌گناهانتان نزد ما همچون گناه‌کاران شوند، از غفلت به‌درآیید؛
    3- پدر ما هاشم است که پایمرد و جنگاور بود و فرزندانش را به نیزه و شمشیر وصیت کرده است.
    او در قصیده‌ای دیگر خطاب به پیامبر اسلام (ص) می‌گوید:
    انت النبی محمد قرم اغر مسود
    لمسودین اکارم طابوا وطاب المولد و قد عهدتکصادقا بالقول لا تتزید
    ما زلت تنطق بالصوا ب و أنت طفل أمرد
    أنی تضام و لم أمت و أنا الشجاع العربد (1) 1- تو محمد پیغمبری که سید و بزرگ سادات و بزرگانی؛ (2)
    ________________________________________
    1- بحار الانوار، ج 35،ص 164
    2- پیغمبر اکرمص به جمعی از قریش عبور کرد که شتری برای بتان نحر کرده بودند، بر ایشان سلام نکرده گذشت، جمعیت گفتند: یتیم ابوطالب بر ما می‌گذرد و سلام نمی‌کند! کیست که برود نمازش را تباه سازد؟ عبدالله زبعری برخاست و مقداری از کثافات شکمبه و خون‌های ریخته شده را گرفت و به مسجد آمد. هنگامی که حضرت رسول در سجده بود، لباسش را آلوده ساخت. پیغمبر به خانه آمد و هنگامی که ابوطالب برگشت، رسول خدا پرسید من کیستم؟ ابوطالب گفت: فرزند برادرم چه شده؟ داستان را شرح داد، ابوطالب آواز برداشت: ای فرزندان عبدالمطلب! فرزندان هاشم! فرزندان عبدمناف! از هر طرف او را جواب داده اجتماع کردند، پرسید چند نفرید؟ گفتند: چهل نفر، فرمود: اسلحه خود را برگیرید و همراه من بیایید. آمدند تا در ابطح با جماعت قریش روبرو شدند، مردم خواستند فرار کنند. گفت به پروردگار کعبه قسم، هر یک از شما حرکت کند او را از دم شمشیر می‌گذرانم، سپس نزدیک سنگ بزرگی که در ابطح بود آمد، سه بار شمشیر را بر آن سنگ فرود آورد و در هر بار قطعه بزرگی از آنرا جدا ساخت، آنگاه رو به حضرت رسول نموده گفت: پرسیدی من کیستم؟ اینک بشنو تو کیستی: و در ادامه اشعار فوق را سرود، و بینی عبدالله را با خون و کثافات شتر آلوده ساخت!
    ص: 106
    2- آن ساداتی که بزرگوار و از نسل‌های پاک می‌باشند؛
    3- از پیش با تو پیمانی سخت برای حفاظت از تو بسته‌ام؛
    4- تو همواره راست گفته‌ای حتی در زمان طفولیتت؛
    5- در پناه من، هیچ گاه مورد ستم واقع نمی‌شوی؛ چرا که من شجاع و همچون افعی هستم.





    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi