لب بر لب کوزه بردم از غایت آزتا زو طلبم واسطه عمر درازلب بر لب من نهاد و می گفت به رازمی خور که بدین جهان نمی آیی باز



| ❤ |
لب بر لب کوزه بردم از غایت آزتا زو طلبم واسطه عمر درازلب بر لب من نهاد و می گفت به رازمی خور که بدین جهان نمی آیی باز
موضوعات تصادفی این انجمن:
- ۞*•*♥*مجموعه اشعار فریدون مشیری ۞*•*♥*
- ♥☻♥☻♥ ديوان اشعار فروغي بسطامي ♥☻♥☻♥
- ♥☻♥☻♥ ديوان اشعار منوچهري دامغاني ♥☻♥☻♥
- اشعار استاد حسین پناهی....کسی که فقط شبیه...
- ♥☻♥☻♥ ديوان اشعار وحشي بافقي ♥☻♥☻♥
- ๑۩๑۞๑۩๑دیوان اشعـار مهدی سهیلی ๑۩๑۞๑۩ ••
- ۞*•*♥*اشعار نیما یوشیج ۞*•*♥*
- ديوان اشعار امام خميني(ره)
- • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •
- ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)