انسان شناسی عرفانی
انسان شناسی عرفانی ابن عربی و نظریه وی در باره انسان کامل و خلیفةاللَّه، از اصلی ترین محور اندیشه عرفانی وی در پیوند با خداست. وی آفرینش کل جهان را مقدمه آفرینش انسان می شمارد و انسان را «عالم صغیر» در برابر «عالم کبیر» و جهان را «انسان بزرگ» می نامد. و می گوید: «خدا، عصاره ای از این جهان را ساخت که در بردارنده همه معانی آن به کاملترین وجه می باشد. و او را «آدم» نام نهاد و گفت که وی را به صورت خود آفریده است.(373) پس انسان، عصاره مجموع جهان است و می توان گفت که او انسان کوچک است و جهان انسان بزرگ.(374)
و نیز می گوید: «انسان، روح جهان است و جهان، کالبد است و با مجموع این هر دو، کل جهان را باید انسان بزرگ دانست. اگر تنها به جهان، بدون انسان بنگری، آن را مانند جسمی یکپارچه می یابی که روح ندارد، پس کمال جهان، به انسان است، همان گونه که کمال کالبد به روح است(375). انسان کامل شدن نیز به این است که شخص معرفت شهودی به حق پیدا کند و به مرحله عین الیقین برسد و فانی از خود بشود و به اصل خود که همان وصول به حقیقت هستی (خدا) است، باز گردد».
وی در ذکر نمونه انسان کامل می گوید: «انسان کامل که در کمال برجهان سروری دارد «محمَّد» صلی الله علیه وآله است که سرور انسانها در روز رستاخیزاست».(376)





نقل قول
