غنچهای که هیچگاه گل نمیشود!
خترک، چشم دوخته بود به چراغ راهنمای سر چهارراه و داشت نفسهای آخر ثانیهشمار را که به شماره افتاده بود، میشمرد: پنج، چهار، سه، دو، یک ... هنوز چراغ هشدار زردرنگ(چراغ احتیاط)روشن بود که جستی زد و با چند گام کشیده خودش را رساند پشت پنجره ماشین و با صدایی لبریز از تمنّا:
- گل دارم گل. ببخشید!با غنچه نشکفته بدم خدمتتون؟ یک شاخه بخرید لطفا!
بیآنکه چیزی گفته باشم یک شاخه رز مینیاتوری نیمهباز گذاشت جلوی فرمان.
تا به خودم بیایم چراغ سبز شده بود و باید راه میافتادم.
بین راه به این فکر میکردم که چرا گلهای نشکفته خردیدار بیشتری دارند؟ حال اینکه یک شکوفه کاملا باز، از صدر تا ساقهاش، از گلبرگ تا کاسبرگاش، از کلاله تا پرچماش، بسی زیباتر است و خوشرایحهتر.
شاید به خاطر اینکه چند روزی طول میکشد تا غنچه به گل تبدیل شود و فرصت بیشتری دست میدهد برای همنشینی با این هدیه فروفرستاده از بهشت. به اینجا که رسیدم کریمهای از قرآن از ذهنم گذشت که در تشبیهی زیبا، دنیای دنی را چون شکوفهای میداند که سر واشدن ندارد. حال که دامنه سخن بدینجا رسید بگذارید مشام جانمان را میهمان کنیم به رایحه گلواژههای کلام وحی و لختی همسفر شویم با کاروان گل آیات کلام خدا که به راستی بهار همیشه ماناست. خدا در حبل متینش، خطاب به گل سرسبد هستی، حضرت رسول(ص)، دنیا را با همه زیباییهای مسحورکنندهاش، چونان غنچهای میداند که تا باز شود، قطار عمر انسان به ایستگاه آخر رسیده است.
ببینید: وَلَا تَمُدَّنَّ عَیْنَیْكَ إِلَىٰ مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَٰجًۭا مِّنْهُمْ زَهْرَةَ ٱلْحَیَوٰةِ ٱلدُّنْیَا لِنَفْتِنَهُمْ فِیهِ ۚ وَرِزْقُ رَبِّكَ خَیْرٌۭ وَأَبْقَىٰ(طه/131) [و هرگز چشمان خود را به نعمتهای مادّی، که به گروههایی از آنان دادهایم، میفکن! اینها شکوفههای زندگی دنیاست؛ تا آنان را در آن بیازماییم؛ و روزی پروردگارت بهتر و پایدارتر است!]





با غنچه نشکفته بدم خدمتتون؟ یک شاخه بخرید لطفا!
نقل قول
