امروز ما در ايران اسلامي
در پدافند غيرعامل، با سه نوع از پروژه مواجه هستيم، يا در حال مطالعه ، يا در حال ساخت و يا در حال بهرهبرداري هستند. آنجايي كه پروژههاي در حال مطالعه هستند، ميتوانيم در مباحثي چون مكانيابي مناسب كه يافتن عرصه امن در كشور است، پروژه را در برابر تهديد دشمن حفظ كنيم ، بحث مقياس آمايشي نيز در اينجا مطرح است مثلا براي ساخت پالايشگاه بايد، چه اندازهاي داشته باشد و كجا ساخته شود، ممكن است بخواهيم پالايشگاهي را كنار مرزها بسازيم، اما اين پالايشگاه از لحاظ حجم و اندازه بايد تعريف محلي و منطقهاي داشته باشد و مقياس ملي آن بايد در عمق مناسب كشور باشد.دومين موضوع در مكانيابي، استفاده از عوارض طبيعي جهت كاهش آسيبپذيري است كه اگر به درستي انتخاب شود، باعث كاهش آسيبها ميگردد.
سومين موضوع پراكندگي در سايت است، در ساخت پالايشگاه نبايد مخازن سوخت را در كنار هم و به صورت خطي بسازيم، كه با صدمه ديدن يكي از آنها باقي مخازن هم خود به خود آسيب ببينند، ممكن است عدهاي بگويند كه در قبال آسيب ديدن تاسيسات نفتي نميتوان كاري كرد، خوشبختانه يك مبتكر ايراني با استفاده از آلياژ آلومينيوم، مادهاي را ساخته كه مانع از انفجار مواد سيال ميشود.
اين مواد را كه به صورت الياف بافته شده است مثلاً در باك موتور سيكلت تعبيه ميكنند و سپس با شليك گلوله آن را منفجر ميكنند، به خاطر وجود اين الياف، باك منفجر نميشود، بلكه مانند شمع ميسوزد. ميتوانيم به جاي مخازن فلزي از مخازن بتوني استفاده كنيم.با انجام اين اقدامات ميتوانيم آسيبپذيري را از 100 درصد به 20 درصد برسانيم.در قبال پروژههاي در حال ساخت و يا بهرهبرداري هم ميتوان دست به اقداماتي زد، در پروژههاي در حال ساخت، اگر هنوز برخي از تاسيسات ساخته نشده باشند، با ارائه راهكارهايي موارد مرتبط را بايد اعمال كرد. در پروژههاي در حال بهرهبرداري نيز با مطالعه پروژه، قسمتهاي آسيبپذير رابايد شناسايي كرده و تاثير آسيب را بر سازه به حداقل برسانيم.
بومي سازي دانش پدافند غيرعامل
در زمينه پدافند غيرعامل از نبود دانش فني مرتبط رنج ميبريم، متاسفانه در كشورهاي مختلف، مباحث مرتبط با پدافند غيرعامل طبقهبندي شده هستند و اطلاع كمي در اين زمينه وجود دارد.در اجراي پروژهها هم با مشكل عدم وجود مشاور فني و تخصصي پدافند غيرعامل مواجه هستيم.پس از شروع فعاليتهاي شركتهاي مشاور و همكاري با كميته پدافند غيرعامل به دست آوردهاي علمي مطلوبي در زمينه دانش فني دست يافتهايم. شرايط در اين زمينه كاملاً اميدوار كننده و مثبت است.آمريكاييها جنگها را به 4 نسل تقسيم بندي كردهاند. جنگهاي آينده از مدل جنگهايي است كه آمريكاييها در حال حاضر با استفاده از آن ميجنگند، آنها در برخورد با كشورها مدلهاي مختلفي را دارند، ويژگي جنگهاي گذشته بر قسمتهاي نظامي، تلفات عمده، برخورد با مردم و عمدتاً سختافزاري تمركز پيدا ميكرد.
در جنگهاي جديد تصرف خاك معنايي ندارد، هدف اصلي جابهجايي حكومتهاست؛ حكومتها نيز با راي و پذيرش و باور مردمي سر و كار دارند. در جنگهاي گذشته عمليات رواني پشتيبان عمليات نظامي بود، در جنگهاي جديد بر عكس شده ، عمليات اصلي همان عمليات رواني و سياسي است و بخش نظامي از بخش سياسي حمايت ميكند. به اين صورت كه ابتدا يك عمليات رواني و يا سياسي بزرگ را طراحي و اجرا ميكنند و در نهايت نيز با بمباران چند هدف نظامي، به هدفشان ميرسند، اصطلاحاًَ به اين اقدام نظامي، جراحي ميگويند.
تقريباً 70 درصد كار در جنگهاي جديد عمليات رواني است.از اين نظر شكلدهي به افكار عمومي و مقابله با عمليات رواني دشمن كار دستگاههاي فرهنگي و به ويژه رسانهها است. هدف قراردادن انسجام ملي با اينكه يك هدف نظامي نيست و يك هدف سياسي- اجتماعي است.اما انسجام ملي را با ابزار رواني هدف قرار ميدهند، با به هم خوردن اين انسجام به بخش مهمي از هدف خود رسيدهاند.
اينجاست كه ميتـوان پي به عملكرد خطير دستگاههاي فرهنگي برد.در اين مقطع بايد چارچوب و كاركرد جديدي را در عرصههاي فرهنگي تعريف كنيم.اين كاركردها ميتواند آسيبپذيريهاي ما را در عرصه ملي در برابر دشمن كاهش دهد و در حفظ انسجام ملي و مديريت يكپارچه كشور موثر باشد و آن را به پايداري برساند.براي رسيدن به عوامل و چارچوب مورد نظر، بايد مطالعه و دقت بيشتري انجام دهيم.





نقل قول
