نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

موضوع: چرا هنگام دعا دست‌ها را به سوی آسمان بلند می‌کنیم؟

Threaded View

پست قبلی پست قبلی   پست بعدی پست بعدی
  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    8502
    نوشته
    3,379
    صلوات
    1000
    دلنوشته
    10
    هدیه ی به صدیقه ی شهیده
    تشکر
    5,146
    مورد تشکر
    4,374 در 2,067
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض چرا هنگام دعا دست‌ها را به سوی آسمان بلند می‌کنیم؟

    مگر خداوند در آسمان است که هنگام دعا دست‌ها را بسوی آسمان میکینم؟ پایگاه اطلاع رسانی حضر آیت الله مکارم در پاسخ به این پرسش آورده است:طبق روایات اسلامی، بندگان باید هنگام دعا دست‌ها را به سوى آسمان بلند کنند؛ چرا که معدن «رزق» آنجا است و باید روزی را از محلّش طلب کرد.

    همچنین این عمل، نوعی اظهار نخضوع و تذلّل» در پیشگاه خداوند است.
    البته اگر این عمل به پندار اینکه خداوند در آسمان جا و مکانی دارد انجام شود، نه تنها ارزشی ندارد بلکه عملی جاهلانه است.

    پاسخ تفصیلی:

    غالباً این سؤال براى توده مردم مطرح است که در عین این که خداوند مکان و محلى ندارد، چرا هنگام دعا کردن چشم به آسمان مى دوزیم؟ و دست به سوى آسمان بلند مى کنیم؟ مگر العیاذ باللَّه خداوند در آسمان‌ها است؟

    این سؤال را در عصر ائمه هدى (علیهم السلام) نیز مطرح کردند، از جمله مى خوانیم که «هشام بن حکم» مى گوید: زندیقى خدمت امام صادق (علیه السلام) آمد و از آیه «الرّحمنُ عَلَى الْعَرشِ اسْتَوى» ‏ سؤال کرد.

    امام (علیه السلام) ضمن توضیحى فرمود: «خداوند متعال، نیاز به هیچ مکانى و هیچ مخلوقى ندارد؛ بلکه تمام خلق محتاج او هستند».

    سؤال کننده عرض کرد: پس تفاوتى ندارد که (به هنگام دعا) دست به سوى آسمان بلند کنید یا به سوى زمین پائین آورید؟!

    امام فرمود: «ذلِکَ فى عِلْمِهِ وَ احاطَتِهِ وَ قُدْرَتِهِ سَواءٌ، وَ لکِنَّهُ عَزَّوَجَلَّ امَرَ اوْلیائهَ وَ عِبادَهُ بِرَفْعِ ایْدِیْهِمْ الَى السَّماءِ نَحَو الْعَرْشِ، لِانَّهُ جَعَلَهُ مَعْدِنَ الرِّزْقِ، فَثَبَّتْنا ما ثَبَّتَهُ الْقُرْآنُ وَ الْاخْبارُ عَنِ الرَّسُوْلِ صلى الله علیه و آله حِیْنَ قالَ: ارْفَعُوا ایْدِیَکُمْ الَى اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ، وَ هذا یَجْمَعُ عَلَیْهِ فِرَقُ الْامُّهِ کُلِّها» ؛ (این موضوع، در علم و احاطه و قدرت خدا یکسان است [و هیچ تفاوتى نمى ‏کند]، ولى خداوند متعال دوستان و بندگانش را دستور داده که دست‏ هاى خود را به سوى آسمان، به طرف عرش بلند کنند؛ چرا که معدن رزق آنجا است. ما آنچه را قرآن و اخبار رسول خدا (صلى الله علیه و آله) اثبات کرده است، تثبیت مى‏ کنیم، آنجا که فرمود: دست ‏هاى خود را به سوى خداوند متعال بردارید، و این سخنى است که تمام امّت بر آن اتفاق نظر دارند).

    در حدیث دیگرى از امیرالمؤمنین (علیه السلام) آمده است:

    «اذا فَرِغَ احَدُکُمْ مِنْ الصَّلوهِ فَلْیَرْفَعْ یَدَیْهِ الَى السَّماءِ، وَ لِیَنصَبَّ فى الدُّعاء»؛ (هنگامى که یکى از شما نماز را پایان مى دهد دست به سوى آسمان بردارد و مشغول دعا شود).

    مردى عرض کرد: اى امیرمؤمنان! مگر خداوند همه‏ جا نیست؟
    فرمود: «آرى همه جا هست».
    عرض کرد: پس چرا بندگان دست به آسمان بر مى ‏دارند؟

    فرمود: «آیا (در قرآن) نخوانده اى: «وَ فى السَّماءِ رِزْقُکُمْ وَ ما تُوْعَدُوْنَ» ؛ (و روزىِ شما در آسمان است و نیز آنچه شما وعده داده مى شوید)؛ پس از کجا انسان روزى را بطلبد جز از محلّش، محل رزق و وعده الهى آسمان است».
    مطابق این روایات، چون غالب ارزاق انسان‏ها ـ مثل باران رحمت الهی ـ از آسمان است، آن به عنوان معدنى از برکات و ارزاق الهى معرّفى شده و به هنگام دعا به آن توجّه مى‏ شود.
    ضمن اینکه دعا نوعی عبادت است که مى توان آن را تشبیه کرد به درخواست بینوایی فرودست از توانگری عزّتمند والامقام، آنجا که در مقابلش زانو زده و دستانش را بلند مى کند و نیازش را با خضوع و زارى طلب مى نماید.
    بنابراین در بعضى از روایات، فلسفه دیگرى نیز براى این کار بیان شده است که اظهار خضوع و تذلّل در پیشگاه خداوند است.
    در حدیثى از امام محمّد باقر (علیه السلام) در تفسیر آیه‏ «فَمَا اسْتَکانُوا لِرَّبِهمْ وَ ما یَتَضَرَّعُوْنَ‏» ؛ (امّا آنان نه در برابر پروردگارشان تواضع کردند، و نه به درگاهش تضرّع مى کنند)، مى ‏خوانیم که فرمود: «استکانت» به معناى خضوع است و «تضرّع» به معناى بلند کردن دست‌ها و اظهار تذلّل در پیشگاه خداوند می‌باشد.

    از پاره اى از اخبار نیز استفاده مى شود که این معنا منحصر به مسلمانان نیست، در سایر امم نیز بوده است؛ چنانکه مرحوم فیض کاشانى در محجه البیضاء حدیثى از مالک بن دینار نقل مى کند که بنى‏ اسرائیل گرفتار قحطى شده بودند. آنان بار‌ها از شهر بیرون رفتند (و در بیایان دعا کردند و بجایى نرسید) خداوند به پیامبر آن‌ها وحى فرستاد که به آن‌ها بگو: «انَّکُمْ تَخْرُجُوْنَ الىَّ بِابْدانٍ نَجِسَهٍ، وَ تَرْفَعُونَ الىَّ اکُفاً قَدْ سَفَکْتُمْ بِهَا الدِّماءَ، وَ ملْاْتُمْ بُطُونَکُمْ مِنَ الْحَرامِ، الآنَ قَدِ اشْتَدَّ غَضَبِى عَلَیْکُمْ وَ لَنْ تَزْدادُوا مِنِّى الّا بُعْداً» ؛ (شما با بدن ‏هاى ناپاک بیرون مى ‏آیید، و دست‏ هایى که با آن خون بى گناهان را ریخته اید به سوى من بلند می‌کنید، و شکم هاى خود را پر از حرام کرده اید ـ با این حال چگونه انتظار اجابت دعا دارید ـ الآن غضب من بر شما شدید شده، و هرچه دعا کنید جز دورى از من‏ نتیجه اى نخواهید دید)!
    امضاء



  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi