نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 454

موضوع: خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

Threaded View

پست قبلی پست قبلی   پست بعدی پست بعدی
  1. Top | #11

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2009
    شماره عضویت
    1069
    نوشته
    11,142
    صلوات
    434
    دلنوشته
    4
    تقدیم به روح پاک و ملکوتی خانم فاطمه زهرا مرضیه سلام الله علیها
    تشکر
    11,151
    مورد تشکر
    11,254 در 3,026
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

    در باب قطب آسيا







    اجمال حديث چنين است كه

    وقتى خالد با لشگر خود على (عليه السلام ) را در اراضى خود ديدار كرد و اراده جسرت نمود حضرت او را از اسب پياده كرد و او را كشانيد به جانب آسياى حارث بن كلده و ميله آهنين آن سنگ را بيرون كرد و مثل طوقى بر گردن او كرد

    اصحاب خالد همگى از او ترسيدند خالد نيز آن حضرت را قسم داد كه مرا رها كن پس حضرت او را رها كرد در حالتى كه آن ميله آهنين به گردن او كرد اصحاب خالد همگى از او ترسيدند خالد نيز آن حضرت را قسم داد كه گردن او كرد اصحاب خالد همگى از او ترسيدند خالد نيز آن حضرت را قسم داد كه مرا رها كن پس ‍ حضرت او را رها كرد در حالتى كه آن ميله آهنين به گردن او بود مثل قلاده

    رفت نزد ابوبكر او فرمان داد تا او را از گردن خالد بيرون كنند ممكن نشد گفتند ممكن نيست مگر اينكه به آتش برده شود و خالد را تاب آهن داغ نيست و هلاك خواهد شد پيوسته آن قلاده آهنين در گردن خالد بود و مردم وقتى كه او را مى ديدند مى خنديدند.

    تا اينكه حضرت على (عليه السلام ) از سفر خويش مراجعت فرمود به حضور ايشان رفتند و شفاعت خالد نمودند آن حضرت قبول فرمودند و آن طوق آهن را مثل خمير قطعه قطعه كرد و بر زمين ريخت .



    اما قصه فشار دادن آن حضرت خالد را به دو انگشت (سبابه و وسطى ) معروف است در قضيه ماءمور شدن خالد به كشتن آن حضرت .

    پس خالد عزم نمود و با شمشير به مسجد آمد و در نزد آن حضرت مشغول نماز شد تا پس از سلام ابى بكر آن حضرت را بكشد. ابوبكر در تشهد نماز فكر بسيار در اين امر نمود و پيوسته تشهد را مكرر مى كرد تا نزديك شد كه آفاب طلوع كند آن گاه پيش از سلام گفت خالد مكن آنچه را كه ماءمورى و سلام نماز را داد.


    حضرت پس از سلام نماز از خالد پرسيد به چه ماءمور بودى ؟

    گفت : به آنگه گردنت را بزنم .

    فرمود: مى كردى ؟

    گفت : بلى به خدا قسم اگر مرا نهى نمى كرد.



    پس حضرت او را گرفته بر زمين زد با دو انگشت وسطى و سبابه فشارى داد كه خالد جامه خود را نجس كرد و نزديك به هلاكت رسيد پس آن حضرت به شفاعت عباس عموى خويش دست از او برداشت .







    ((منتهى الآمال ، ج 1، ص 185)).
    امضاء


  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. چرا کره‌شمالی، موشک‌های "رودونگ" و "اسکاد" را روی لانچر فرستاد؟
    توسط حسنعلی ابراهیمی سعید در انجمن صنایع نظامی ( کشتارهای جمعی و هوایی)
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 30-07-2016, 22:21
  2. پاسخ: 24
    آخرين نوشته: 24-04-2016, 10:17
  3. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 02-09-2012, 18:32
  4. آیا بهائیت یك "اقلیت دینی" یا "تفكر متفاوت" است؟
    توسط سابحات در انجمن اديان ، فرق و مكاتب غير آسماني
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 12-07-2011, 04:14
  5. •*"۞"*•توجه ...کلید زندگی موفق: بگویید...•*"۞"*•
    توسط خادمه زینب کبری(س) در انجمن خانواده
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 15-11-2010, 01:16

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi