نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 151

موضوع: فاطمه علیها السلام الگویی بی بدیل گذری بر سیره و سخن فاطمه علیها السلام

Threaded View

پست قبلی پست قبلی   پست بعدی پست بعدی
  1. Top | #11

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2009
    شماره عضویت
    1069
    نوشته
    11,117
    صلوات
    434
    دلنوشته
    4
    تقدیم به روح پاک و ملکوتی خانم فاطمه زهرا مرضیه سلام الله علیها
    تشکر
    11,135
    مورد تشکر
    11,244 در 3,023
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    علی علیه السلام درباره زهرا می فرمود: «وقتی به خانه می آمدم و به زهرا نگاه می کردم تمام غم و اندوهم برطرف می شد.»(2) در جای دیگر فرمود: «به خدا سوگند هرگز کاری نکردم که فاطمه علیها السلام از من خشمناک شود و فاطمه نیز هیچ گاه مرا خشمناک ننمود».(3)
    در حدیث نزول مائده آسمانی آمده که زهرای اطهر دو روز بود که خود و بچه هایش گرسنه بودند و مختصر غذایی را که تهیه می کرد، برای شوهرش می برد و چنان رفتار کرده بود که علی علیه السلام در خلال دو روز متوجه ماجرا نشده بود تا روز سوم که دیگر چیزی در خانه نبود و علی علیه السلام از ماجرا خبردار شد... .(4)
    از نظر کمک به شوهر عزیز خود در زندگی چنان بود که بر اساس احادیث معروفی که سنّی و شیعه روایت کرده اند، علی علیه السلام برای یکی از مردان بنی سعد به نام «ابن اعبد» تعریف کرد و فرمود: می خواهی برای تو وضع زندگی خودم و فاطمه را تعریف کنم؟ آن گاه سخن خود را ادامه داد و فرمود: فاطمه میان خاندان پیامبر از همه افراد نزد آن حضرت محبوب تر بود و هنگامی که در خانه من بود آن قدر دستاس کرد که دستش تاول زد و آن قدر با مشک آب کشید که اثر بند مشک در گلویش مشاهده می شد و آن قدر در نظافت و تمیز کردن خانه زحمت کشید که جامه اش گردآلود
    ________________________________________
    1- بحارالانوار، ج43، ص81.
    2- مناقب (خوارزمی)، ص 256.
    3- مناقب (خوارزمی)، ص 256.
    4- بحارالانوار، ج43، ص81.
    ص: 67
    می شد و آن قدر آتش برای پختن نان و غذا و غیره روشن کرد که رنگ لباس هایش تغییر کرد و به دلیل کار زیاد خانه به رنج و مشقت افتاد. و در همان روزها ما شنیدیم که بردگانی (غلام و کنیزی) برای رسول خدا آورده اند، من به فاطمه گفتم: خوب است پیش پدرت بروی و از او خادمی بخواهی تا در امر خانه داری به تو کمک کند. فاطمه برخاست و نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت، ولی مشاهده کرد که جمعی نزد آن حضرت نشسته و گفت وگو می کنند. ازاین رو، خجالت کشید حاجت خود را اظهار کند و به خانه بازگشت. آن روز گذشت و صبح روز بعد رسول خدا صلی الله علیه و آله به اتاق ما آمد و همچنان بالای سر فاطمه نشست، رسول خدا به او فرمود: دیروز برای چه کاری به خانه ما آمدی؟ فاطمه از خجالت پاسخی نداد و رسول خدا صلی الله علیه و آله برای بار دوم سؤال خود را تکرار کرد و باز هم شرم فاطمه مانع شد تا سخنی بگوید. این بار من جواب دادم و گفتم ای رسول خدا فاطمه آن قدر در خانه من آسیاب کرده که دستش تاول زده و آن قدر آب کشیده که اثر بند مشک در گردنش مشاهده می شود، آن قدر خانه را جارو کرده که جامه اش گردآلود شده و آن قدر آتش روشن کرده که رنگ لباس هایش تغییر کرده و ما شنیدیم برای شما برده هایی آورده اند من به او گفتم: خوب است نزد پدرت بروی از او درخواست کنی تا خادمی برای کمک در امور خانه به تو بدهد؟ رسول خدا صلی الله علیه و آله که این سخن را شنید فرمود: می خواهی چیزی به شما یاد دهم که از خادم برای شما بهتر باشد و آن گاه تسبیح معروف «حضرت زهرا» ر ا به او تعلیم فرمود.(1)




    امضاء


  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 2
    آخرين نوشته: 03-04-2010, 15:42

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi