هر چه باشد، هر که باشد،
گو که «اله» دانندش،
و «معبود»،
و «محبوب»،
تا که تنها باشد یک «آری»،
[ صفحه 84]
آنهم در برابر «یکی»،
و آن نباشد، جز الله!
و راستی که چه «مقدس» باشد،
همین «نه»
که هر کجا باشد،
یکی «آری» را به دنبال دارد،
و آن «خدا» ست،
و مگر خواهد شدن که در دیگر جای این «نه» باشد،
و آن «آری» نباشد،
یا به دیگر سخن این «فاطمه» و «علی» باشند،
اما «خدای» نباشد،
و یا نباشند،
اما خدای باشد!
هرگز!!!
یادش بخیر باد!!
در آستان «بخت» بود،
پدرش گفت،
دخترم، فاطمه!
پسر عمت علی- ع- تو را «خواستگار» است،
پاسخت میخواهم!
فاطمهاش- ع- پدر را احترام داشت،
[ صفحه 85]
و بگفت: تا «نظر» شما چه باشد؟!
پیامبرش- ص- فرمود:
اذن الله فیه من السماء،
خدا از آسمان اجازت فرمود،






