10. آداب اقامه نماز در احادیث
بعد از تأکید ائمه علیهم السلام بر اهمیت نماز و امر و نهی درباره آن، به آدابی که برای اقامه این فریضه الهی بیان کرده اند، اشاره می شود:
امام صادق علیه السلام می فرماید:
اِذا اِسْتَقْبَلْتَ الْقِبْلَةَ فَانْسِ الدُّنیا وَ ما فِیها وَالْخَلْقَ وَ ما هُم فیه... و اذْکُر وُقُوفَک بَینَ یَدَیهِ یَومَ تَبلُو کُلُّ نَفْسٍ ما اَسْلَفَتْ.(2)
هنگامی که مقابل قبله ایستادی، پس دنیا و آنچه را در آن است و خلق و آنچه را به آن مشغولند، فراموش کن و یاد آور ایستادنت را در مقابل او (پروردگار)؛ روزی که هرکس هرچه پیش فرستاده است، آشکار ببیند.
همچنین می فرماید:
اِذا صَلّیتَ صَلاةَ فَریضَةٍ فَصَلِّها لِوَقْتِها صَلاةَ مُوَدِّعٍ یَخافُ اَنْ لایَعودَ إلیْها اَبداً.(3)
هنگامی که نماز واجبی بگزاری پس آن را در وقتش به جا آور، همانند وداع کننده با نماز که می ترسد که دیگر هیچ گاه به او باز نگردد.
و در آداب تکبیر می فرماید:
1- اسرار نماز، صص 24 و 25.
2- بحار الانوار، ج 81، ص 369 برگرفته از: مصباح الشریعة.
3- بحار الانوار، ج80، ص10.
ص:44
چون تکبیر گفتی، کوچک شمار در محضر کبریای آن ذات مقدس، بین عرش تا فرش را؛ زیرا خداوند تعالی اگر بنده ای را ببیند که تکبیر گوید، ولی در قلبش اشکالی است؛ یعنی آنچه به زبان آورده، قلب موافقت نکند، فرماید: «ای دروغ گو، با من خدعه می کنی؟ به عزت و جلالم قسم که از شیرینی ذکر خود، تو را محروم می کنم و از قرب خود تو را محجوب نمایم و از سُرور مناجات خویش، تو را محتجب کنم».(1)
در مورد ادب رکوع می فرماید:
فارکع رکوع خاضعٍ لِلّهِ بقَلْبِهِ، مُتَذلِّلٍ و جلٍ تَحْتَ سُلْطانِهِ، خافِضٍ لَهُ بِجَوارِحِهِ خَفْضِ خائفٍ حزنٍ عَلی ما یَفوتُهُ مِن فائِدةِ الرّاکِعینِ.(2)
رکوع کن، مانند رکوع کسی که با قلبش برای خداوند خضوع کند و (رکوع کسی که) ذلیل و ترسان [داخل در] سلطنت او شود و با اعضایش برای او فروتنی نماید؛ فروتنی فرد نگران و غم زده بر از دست رفتن فایده های رکوع کنندگان.
در ادب سجود هم می فرماید:
فَاسْجُدْ سُجُودَ مُتَواضِعٍ لِلّهِ ذَلیلٍ، عَلِمَ اِنّهُ خُلِقَ مِنْ تُرابِ یَطَأهُ الْخَلَقَ وِ اِنَّه اَتَّخَذَکَ مِنْ نُطْفَةٍ یَسْتَقْذِرُها کُلُ اَحَدٍ، وَ کُوْنَ ما لَمْ یَکُنْ.(3)
پس سجده کن، سجده تواضع کننده ذلیل برای خداوند، اینکه بداند او از خاک خلق شده است و او (خدا) از نطفه ای که هر کسی از آن بیزار است، تو را پدید آورده و او آنچه را که نبود، هستی داد.
1- بحار الانوار، ج81، ص369.
2- بحار الانوار، ج82، ص533.
3- بحار الانوار، ج82، ص549.
ص:45




نقل قول
