باز در آخر عدّۀ الداعی، سلسله مراتب ذکر را چهار قسم می کند:
1. ذکر آشکار
2. ذکر مخفی
3. تذکر قلبی
4. به یاد خدا بودن، به نحوی که سبب ترک معصیت و انجام طاعت شود.
(4)
بعضی در فلسفه ی بلند خواندن گفته اند: قرائت در نماز، مانند قرائت قرآن است، در غیر نماز باید بلند بلند خوانده شود که از توجّه به خدا، هم زبان
ص:103

1- (1) . عدۀ الداعی، ص 243
2- (2) . شرح / 4
3- (3) . همان، ص 220
4- (4) . همان، ص 283.
لذّت ببرد هم قلب، و هم سلول های گوش از شنیدن کلام محبوب غرق در لذت شود.
و همچنین در بلند گفتن اذان، لذت روحی و سمعی برای مؤمنین می باشد.
امّا در اخفات، به عکس اگر از این مزیّت محروم است، در عوض مَثَلش مثل آب جاری در دو لوله می باشد که اگر یکی بسته شود، فشار جریان در دیگری بیشتر شود، به همین نحو وقتی اخفات خواندیم، فشار روی مغز زیادتر ونمازگزار توجّه قلبی او بیشتر گردد.
مثال: شاعر می گوید:
اعد ذکر نعمان لنا انّ ذکره
من از ذکر خمر لذّت می برم، همان طور که از خوردنش لذت می برم به وسیله ی قوّه ی ذائقه، و از دیدنش نیز قوه ی باصره ام لذت می برد، و از بوئیدنش شامّه ام لذت می برد، و از گرفتن آن قوّه ی لامسه ام غرق لذت می شود، امّا قوّه ی سامعه و شنوایی من بی بهره مانده است.
لذا از ساقی تقاضا می کند که در وقت سقایت با صدای بلند بگو: «بگیر که این شراب است!» تا من از شنیدن وصف آن هم لذت ببرم و قوّه ی سامعه ام بی بهره نماند، و تمام احساسات من غرق در لذت شراب گردد.
همچنین نمازگزار می خواهد در موقع نماز، به وسیله ی صدای بلند، با همه ی اعضاء و جوارح از نماز بهره برداری کند.
حضرت ابراهیم همه ی مال خودش را فدای شنیدن اسم خدا کرد، هنگامی که جبرئیل به امر خدا در مقام امتحان او بود.
(1)
ص:104

1- (1) . معراج السعادۀ، باب محبت.