نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 185

موضوع: ۞*•*♥*•*۞ ويژه نامه گراميداشت هفته دفاع مقدس ۞*•*♥*•*۞

Threaded View

پست قبلی پست قبلی   پست بعدی پست بعدی
  1. Top | #11

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اهل بیت علیهم السلام
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    21,145
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    45,384
    مورد تشکر
    50,634 در 16,255
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پاسخ : ۞*•*♥*•*۞ ويژه نامه گراميداشت هفته دفاع مقدس ۞*•*♥*•*۞




    خاطرات شفاهی دفاع مقدس

    نويسنده:ادي كاظمي نژاد

    وماادریک ماالکوثر

    پس از شهادت حاج عبدالمهدی مغفوری در عملیات کربلای 4 پیکر پاکش را برای تشییع به کرمان آورده بودند. خانواده ی شهید و سه فرزند دلبندش برای آخرین دیدار بر گرد وجودآن نازنین حلقه زدند . مادر خانم حاج عبدا لمهدی می گفت : «وقتی خواستم چهره ی مطهر و نورانی شهید را برای وداع آخر ببوسم ، باکمال تعجب مشاهده کردم که لبان ذکر گوی آن شهید سعید به تلاوت سوره ی مبارکه ی کوثر مترنم است .»
    و من بی اختیار این جمله در ذهنم نقش می بندد که هان ای شهیدان ! با خدا شب ها چه گفتید؟ پسر عموی شهید مغفوری هم از مراسم دفن این شهید خاطره ای شگفت دارد : «وقتی می خواستیم او را که به برکت زندگی سراسر مجاهده اش شهد وصال نوشیده بود به خاک بسپاریم با صحنه ی عجیبی مواجه شدیم ، که به یکباره منقلبمان کرد وقتی پیکر شید را در قبر می گذاشتیم صدای اذان گفتن او را شنیدیم .»
    راوی : حجت الاسلام محمد حسین مغفوری ، لشگر 41 ثار الله




    حرفی که کمانه کرد
    بعد از این که گرد وغبار ناشی از انفجار خمپاره فرو نشست ، به طرف من برگشت و درحالی که با دستش چشم خون آلوده ی ترکش خورده اش را می فشرد ، گفت : آخ چشمم ! به شوخی گفتم : « چشمت در آد ، می خواستی نیایی جبهه ، خط مقدم اومدن این چیزها را هم داره !
    چند وقت بعد در عملیات دیگری خودم هم از ناحیه ی چشم چپ ترکش خوردم . این بار چشم خودم درآمد و... خب ، خط مقدم این چیزها را هم داره...




    دیر آمد ، زود رفت
    دانشجو بود و جوان ، آمده بود خط ،داشتم موقعیت منطقه را برایش می گفتم که برگشت و گفت : «ببخشید ، حمام کجاست ؟» گفتم : حمام را می خواهی چه کار؟گفت : می خواهم غسل شهادت کنم . با لبخند گفتم : دیر اومدی زود هم می خواهی بری. باشه !آن گوشه را می بینی آنجا حمام صحرایی است . بعدش دوباره بیا اين جا . دقایقی بعد آمد . لباس تمیز بسیجی به تن داشت و یک چفیه ی خوشگل به گردن . چند قدم مانده بود که به من برسد یک گلوله توپ زیر پایش فرود آمد .
    راوی حاج حسین یکتا



    شب قبل از عملیات کربلای 5 خواب عجیبی دیدم .
    دیدم شب عملیات است و همراه بچه های گردانمان شور گرفته ایم به سرو سینه می زدیم و یا حسین یا حسین می گفتیم .
    با کمال تعجب دیدم که در وسط حلقه ی ماتم رزمنده ها ، خودآقا سید الشهدا ( علیه السلام ) ایستاده است و همه ی ما محو تماشای جمال دلربای او ، پروانه وار گرد شمع وجودش می چرخیدیم . ازصدای حسین حسین بچه ها غوغایی به پا بود . در لحظه ای که رمز « یا فاطمه الزهرا » عملیات اعلام شد دیدم وجود نازنین آقا ابا عبدالله الحسین ( علیه السلام ) که سوار بر ذوالجناح پیش روی ما قرار گرفته بود ، شمشیر از نیام برکشید و به سمت مواضع یزیدیان زمان تاخت و ماهم به دنبال آن حضرت حمله کردیم و با دشمن درگیر شدیم . در حال کارزار بودیم که ناگهان من تیر خوردم و افتادم . دیدم آقا سید الشهدا ( علیه السلام ) ذره پروری کردند . بالای سر من تشریف آوردند و به رزمنده ای که باشتاب از بالای سر من می گذشت فرمودند : او را نگذارید این جا بماند ،به عقب برگردانید . آن برادر رزمنده هم به تبعیت از امر مولا به هر زحمتی بود مرا به عقب برگرداند . فردای آن شب ، شب عملیات کربلای 5 بود . تک تک لحظات آن خواب به عینیت تبدیل می شد . همان جا ،همان بچه ها ، همان شورو...
    آینده ای را که در شب گذشته در خواب دیده بودم ، در زمان حال بعینه می دیدم ،در همان شب عملیات من تیر خوردم و دیدم که کسی آمد بالای سرم و گفت ...
    عبداللهی ( پاسداری از روستای خاک علی قزوین )

    امضاء

  2. تشكر


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi