نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 24

موضوع: ♥☻♥☻♥ ديوان اشعار ملك الشعراي بهار ♥☻♥☻♥

Threaded View

پست قبلی پست قبلی   پست بعدی پست بعدی
  1. Top | #11

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,540
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,644
    مورد تشکر
    206,246 در 64,527
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پاسخ : ♥☻♥☻♥ ديوان اشعار ملك الشعراي بهار ♥☻♥☻♥



    کند از جا عاقبت سیلاب چشم تر مرا
    همتی یاران! که بگذشته است آب از سر مرا

    آتشی سوزانده‌ام وین گیتی آتش پرست
    هر زمان پنهان کند در زیر خاکستر مرا

    گر نکردی جامه و کفش و کله سنگین تنم
    چون گیاه خشک برکندی ز جا صرصر مرا

    کاشکی یک روز برکندی ز جا این تند باد
    و اندر افکندی درون خانه‌ی دلبر مرا

    خوی با نسرین و سیسنبر گرفتم کاین دو یار
    می‌کنند از روی و از مویت حکایت مر مرا

    سوی من بوی تو باد آورد، زین حسرت رقیب
    حیله سازد تا درافتد کار با داور مرا

    یافتم گنجی وز آن ترسم که روز داوری
    جنگ با داور فتد زین گنج باد آور مرا

    بر سر من گر نبودی از خیالت نیتی
    اندر این بیغوله جان می‌آمدی بر سر مرا

    دوستان رفتند از این کشور، رقیبان! همتی
    تا مگر بیرون کند سلطان از این کشور مرا

    هر کجا گیرم قلم در دست و بگشایم زبان
    چون سخن گیرند دانایان ز یکدیگر مرا

    تا زبان پارسی زنده است، من هم زنده‌ام
    ور به خنجر حاسد دون بر درد حنجر مرا

    بس که در میدان آزادی کمیتم تند راند
    گیتی کجرو به زندان می‌دهد کیفر مرا

    بس که بدخواهان بدم گفتند نزد شهریار
    قیمتم بشکست و کرد از خاک ره کمتر مرا

    در حق من مرگ تدریجی مگر قایل شدند؟
    کاین چنین دارند در زندان به غم همبر مرا

    مردم از این مرگ تدریجی و طول احتضار
    کاش در یک‌دم شدی پیراهن از خون تر مرا

    ای دریغا مرگ آنی کز چنین طول ممات
    هر سر مویی همی بر تن زند نشتر مرا

    چون به یاد کودکان از دیده بگشایم سرشک
    کودکان اشک درگیرند، گرد اندر مرا

    رنج حبس و دوری یاران و فکر کودکان
    با تهی‌دستی و بی‌برگی کند مضطر مرا

    با چنین درویشی اکنون سخت خرسندم، بهار!
    اختر کجرو نرنجاند دمادم گر مرا



    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  2. تشكر


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi