7- ریشه کن کردن مظالم حکومت اموی:
یکی از بزرگترین فلسفه قیام حسینی ایستادگی در برابر ظلم و ستم بی حساب حکومت اموی مخصوصا نسبت به شیعیان و تصفیه حساب حکومت با شیعه بود چنانکه شاعر در این مقام گفته است:
بزرگ فلسفه قتل شاه دین این است***که مرگ سرخ به از زندگی ننگین است
نه ظلم کن به کسی نی به زیر ظلم برو***که این مرام حسین علیه السلام است و منطق دین است
ص: 16
مظالم حکومت اموی بی حد و حصر و در شمار نمی آید که ما فقط به چند نمونه آن اشاره می کنیم:
الف - سلب امنیت:
حکام اموی برای آنکه بیشتر بر مردم مسلط گردند و حق نفس کشیدن را حتی از مردم سلب کنند در سراسر کشور اسلامی چنان ترس و وحشتی بوجود آورده بودند که فوق آن متصور نبود، افراد بی گناه را به جای گناهکار و مطیع را بجای مخالف مجازات میکردند، با ظن و گمان و تهمت افراد را تحت فشار قرار می دادند، نیکان و خوبان را بدون محاکمه به زندان می انداختند، در زمان ولایت زیاد بن ابیه پدر عبیدالله در عراق مثلی رایج گشت با این بیان: « اُّنجُ سَعدٌ فَقَد هَلَكَ سَعيدٌ» یعنی به سعد میگفتند مواظب خودت باش که سعید را کشتند. هیچکس بر مال و جان خود ایمن نبود ولذا حسین علیه السلام قیام کرد تا این ستمها و ظلم ها را ریشه کن نماید.
ب - تحقير امت اسلامی:
یکی از کارهای خطرناک حکومت اموی تحقیر و اذلال و خوار ساختن مؤمنان مخصوصا شیعیان امير المومنین حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام بوده است، و یکی از نشانه های این تحقیر داغ نهادن بر صورت و گردن برخی از شیعیان یعنی همانطوری که دامها را به منظور شناسائی بر گونه و سر و گوش آنها داغ می نهند و یا غلامان زرخرید حبشی را به علامت بردگی با داغی نشان می گذاشتند، با شیعیان و مؤمنين راستین و دوستان على علیه السلام چنین می کردند حسین علیه السلام قيام کرد و خون شریف خود و یارانش را در این زمینه فدا کرد تا باب عزت و آزادی را بر روی آنان بگشاید و از این کابوس خطرناکی که حیات و زندگی آنانرا در گرداب عمیقی قرار داده است نجات بخشد، چنانکه در تاریخ ثبت است حجاج بن یوسف ثقفی گردن انس بن مالک و سهل بن سعد و دست جابر بن عبدالله انصاری را به جرم دوستی با علی علیه السلام داغ نهاد(1).
ص: 17
1- پیغمبر و یاران ج 2 ص 135، الغدير ج 9 ص 129.





نقل قول
