باي ذنب قتلت ؟؟!!

آخرین ساعات بیست و یکم ماه رمضان، لحظات آخر عمر علی را اعلام می‏دارد . علی کعبه آمال عارفان و قبله ناسکان و زاهدان و الگوی اولیای خدا; علی آینه تمام نمای رسول خدا و مجمع همه فضائل و کمالات انسانی . رادمردی که علمش و اخلاقش و منشش و شجاعتش و کرامتش و زهدش و جوانمردیش و سخاوتش زبانزد خاص و عام ، دشمن و دوست، کافر و مسلمان می‏باشد، به دست‏ شقی‏ ترین مردم ، در پگاه نوزدهم رمضان شب قدر اولیاء با شمشیر زهرآگین ضربه می‏خورد و پس از دو روز، سرانجام به لقاء محبوب می‏رسد و از رنج های دنیا آسوده می‏شود .

آنچه مایه تعجب است، این که چقدر باید شقاوت و سنگدلی در قاتلین علی وجود داشته باشد که چنان شخصیت والایی و انسان کاملی را به قتل برسانند؟

آیا آن همه سخنان درربار پیامبر را در شان علی نشنیده بودند ؟

چرا٬ شنیدند و از نزدیک شاهد آن بودند ولی چون بصیرت نداشتند ، ترتیب اثر نمی‏دادند .


شناخت علی ایمان و تقوا می‏خواهد و آنان از ایمان تهی بودند و بویی از تقوا به مشامشان نخورده بود .
«یا علی لا یحبک الا مؤمن و لا یبغضک الا منافق‏»
ای علی! دوستت ندارد جز مؤمن و دشمنت نمی‏دارد جز منافق

و چه زیادند آن منافقان کوردل که در تمام مدت چهار سال خلافت امیرالمؤمنین با او جنگیدند و کارزار کردند .
برخی به خاطر دشمنی های دیرینه و برای انتقام از کشته شدن پدران و اجدادشان با شمشیر ذوالفقار و برخی به خاطر حب جاه و مقام ٬ ولی آنچه از همه دردناکتر است آنان که به خاطر رسیدن به منصب با علی می‏جنگیدند در حالی که همان ها در رکاب رسول خدا (ص) کارزار کرده بودند و روزی شمشیرشان اسلام را یاری می‏داد.

طلحه ها و زبیرها ! این ها دل علی را بیش از دیگران آزرده می‏کردند و او را رنج می‏دادند .
می‏گویند وقتی حضرت ، شمشیر زبیر را پس از به هلاکت رسیدنش مشاهده کرد ، متاثر شد و شاید هم گریست زیرا باور نمی‏کرد چنین مدافعی از اسلام ، روزی بر مجسمه اسلام حقیقی و بر قرآن ناطق شمشیر بکشد و در لشکر دشمنان اسلام درآید .