نمایش نتایج: از شماره 1 تا 9 , از مجموع 9

موضوع: عرفان سياسي در فرايند انقلاب اسلامي ايران

Threaded View

پست قبلی پست قبلی   پست بعدی پست بعدی
  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اهل بیت علیهم السلام
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    21,145
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    45,384
    مورد تشکر
    50,634 در 16,255
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    عرفان سياسي در فرايند انقلاب اسلامي ايران



    عرفان سياسي در فرايند انقلاب اسلامي ايران


    «عرفان سياسى»

    در فرايند انقلاب اسلامى ايران

    مهدى مطهرنيا (1)

    چكيده

    عرفان سياسى، ارجاع حضور و ظهور معنوى انسان در صحنه‏هاى پرپيچ و خم زندگى؛ و دنياى پرآشوب «سياست» است. «طريقتى» است كه زاده‏ى شريعت «آزادگى و جوانمردى» است؛ خانقاه و صومعه‏ى خود را در بستر جامعه مى‏جويد و در دفاع از حق و ستيز با ناحق، سماع آغاز مى‏كند.

    عرفان سياسى، برتابشگر اين معنا است كه اگرچه «معنويت» امرى درونى است؛ امّا معنويت‏گرايى برون دادِ عينى اين امر درونى است كه با تبلور خود، به دنبالِ تعريف ذهنى مى‏گردد و از همين جهت در فضاى «پيوند افقى Fusion of hovizon » هرمونتيك گادامر قرار مى‏گيرد.
    در اينجا، معنويت‏گرايى دال بر اتحادى ميانِ ذهنِ فاعل يك عمل به مثابه متن حاضر و ديدگاه تاريخى نسبت به «معنويت» به وجود مى‏آورد و در آن فضا و زمانه‏ى تاريخى ديدگاه يگانه‏اى را پرداخته مى‏سازد كه در كل نه اين است و نه آن، امّا آنچه مسجّل است، آن است كه «معنويت‏گرايى» در سپهر واقعيت‏هاى موجود در شاكله‏ى رفتارى تعريف و طلب «حضور» پيدا مى‏كند و در پرتو «واقعيت بيان» خويش به دنبالِ «ظهور» در شاكله‏هاى تعريفى متعدد برمى‏آيد.

    از اين ديدگاه معنويت‏گرايى در عرصه‏ى انقلاب به صورت ناآگاهانه ـ ولى مبتنى بر شعور تاريخى ـ و در سطح گفتار Parole ظهور پيدا مى‏كند و در سپهر «واقعيت بيان» خويش به دنبالِ كاركردِ ارجاعى خاص خود برمى‏آيد.

    در چنين ديدگاهى عالى‏ترين دقايق گفتمان معنويت‏گرايى در انقلاب، ارجاع گفتار معنويت گرا به «عمل» و «كنشى» است كه هويتى مملو از معنويت و منطبق با گفتار را در فراسوى ديدگان عينيت بخشيده است.

    بسيارى از صاحبنظران «انقلاب» را رخدادى ناگهانى و لحظه‏اى نادر دانسته‏اند كه با ظهور خود تحوّلى شگرف در مناسبات انسانى ـ اجتماعى پديد مى‏آورد و زمينه‏ى ورود جامعه را به مرحله‏اى نوين از كنش اجتماعى ـ سياسى در مقاطع مختلف تاريخى فراهم مى‏سازد.
    بنابراين ديدگاه، انقلاب در حقيقت نقطه عطفى در تاريخ جامعه است كه به صورت بارزى جامعه را به دو قسمت قبل و بعد از خود تقسيم مى‏كند.
    بنابراين زمان وقوع جريانات جامعه از لحظه ناگهانى فراتر رفته و بازتاب دگرگونى‏هايى كه به وسيله‏ى انقلاب به وجود مى‏آيد، غالبا به صورت غير منتظره و عموما بسيار عميق‏تر از آنچه تصور مى‏شود، در آينده‏ى دور ظهور مى‏يابد. در واقع انقلاب نوعى عصيان جمعى ناگهانى و شديد است كه قصد واژگونى قدرت، رژيم و يا دگرگونى وضعيت معينى را دارد، اما در حقيقت آغاز كنش تاريخى طولانى محسوب مى‏گردد.
    به عبارت ديگر، انقلاب در پى تجديد بناى محيط اجتماعى و انسانى كاملاً متفاوتى است و اين دگرگونى حاصل نمى‏شود، مگر به واسطه تغييرات عميق در وضع روانى و شعور قسمتى از جامعه و يا كل آن، كه به دنبال آن تغييرات ديگرى در روحيه و در سازمان اجتماعى جامعه نيز، ايجاد خواهد شد.» (2)



    امضاء

  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi