مسلم بن عوسجه و اطاعت محض از ولايتمسلم بن عوسجه مطيع محض امام بود. او در صبح عاشورا كه شمر عربده سرداده، خطاب به امام حسين (عليه السلام) گفت: «پيرامون حَرمت آتش افروختى و جهت دخول به آتش جهنم، شتاب كردى!» مسلم گفت: يابن رسول الله! شمر در تيررس من است، آيا اجازه مى دهى تا وى را مورد هدف قرار دهم و از پايش درآورم؟ امام (عليه السلام) فرمود: «چنين نكن; زيرا دوست ندارم كه آغازگر جنگ باشم»(11)و مسلم از انداختن تير خوددارى كرد.
* * *
به هنگام نبرد در ميدان رزم، ضرباتِ سنگين دشمن، مسلم بن عوسجه را از مركب به زمين افكند. هنگامى كه روى شن هاى سوزان كربلا افتاد، حسين (عليه السلام) را صدا زد، و آن حضرت همراه حبيب بن مظاهر به يارى اش شتافتند. امام خطاب به وى فرمود: بر باد رحمت خداوند اى مسلم بن عوسجه و آنگاه اين آيه شريفه را تلاوت كرد: " ...فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَ مَا بَدَّلُوا تَبْدِيل " در اين هنگام، حبيب بن مظاهر پيش آمد و گفت:براى من بسيار ناگوار است كه تو را اين چنين به روى خاك مى بينم و تو را بشارت به بهشت مى دهم. مسلم كه نيم جانى داشت پاسخ داد:خداوند تو را به نيكى بشارت دهد! حبيب گفت: اگر نمى دانستم كه بعد از تو به تو ملحق خواهم شد دوست داشتم مطالبى را كه برايت اهميت دارد بر من وصيت كنى. مسلم كه در حالت بى رمقى خاص قرار داشت، گفت: بر تو سفارش مى كنم كه حرمت اين مرد (امام حسين (عليه السلام) ) را پاس بدارى و پيش مرگ او شوى.(12)
هنگامى كه او به شهادت رسيد دشمن يك صدا بانگ پيروزى سرداده، گفتند:«قَتَلْنا مُسْلِمْ بْن عَوسَجَة»;«مسلم بن عوسجه را از پاى درآورديم.»
اين اعلام شادى دشمن، اهميت وجود او در كنار امام (عليه السلام) را اثبات مى كند ولى سابقه جهاد و ايثار او در پاى اسلام به گونه اى بود كه شبث بن ربعى بر قاتلان او برآشفت و گفت: «مادرانتان به عزايتان بنشيند! با دست خود انسان هاى گرانقدر خود را به قتل مى رسانيد و خود را در اختيار سوءاستفاده كنندگان قرار مى دهيد و از شهادت مسلم بن عوسجه شادمانى مى كنيد؟ به خدا سوگند در موقعيتى در جنگ آذربايجان وى را يافتم كه قبل از آغاز جنگ، 6 نفر از مشركان را كشته بود. وى از پيشتازان بى نظير بود. آيا خوشحاليد كه چنين كسى را به قتل مى رسانيد.(13)





نقل قول
