اصل معنای قصه ، پیگیری است . در حقیقت می توان گفت که قصه ،آیینهی ملتهاست.
ویژگی های قصه های قرآن
قصهگو خداست . هرچه قصهگو مهمتر باشد ، اثربخشتر است.
قصهها حق است نه باطل . حق است یعنی حقیقت دارد ، نه خیال .
قصهها علمی است ، وسیلهی فكر است نه به خواب بردن و وقت را سپری کردن.
دوری از غلوّ و مبالغه در قصههای قرآن
خداوند در قصههای قرآن و مطالبی كه نقل میكند ، ضمن عظمت دادن ، كاری میكند كه طرفی كه بزرگ میشود ، مردم گرفتار غلوّ و مبالغه و غرور نشوند .
مثلاً میفرماید كه : « سُبْحَانَ الَّذِى أَسْرَى»1 پیغمبر را معراج برد . منتها میگوید كه « أَسْرَى بِعَبْدِه ِ» یعنی ضمن اینكه به پیغمبر به معراج رفت ، باز هم عبد بود. لذا قرآن گاهی وقتها میگوید چنین و چنان كنید ، «لعلّكم تُفلِحُون» ، میگوید شاید تا طرف غرور نگیرد.






نقل قول
