نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 91

موضوع: *^*خاطرات و حكايتها - جلد هشتم *^*

Threaded View

پست قبلی پست قبلی   پست بعدی پست بعدی
  1. Top | #11

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    May 2010
    شماره عضویت
    378
    نوشته
    10,368
    تشکر
    5,962
    مورد تشکر
    12,350 در 5,666
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پاسخ : *^*خاطرات و حكايتها - جلد هشتم *^*


    همان آدمها، حالا فرش قرمز پهن مى كنند!!
    انسان اگر زندگى سياسى بعضيها را از اول انقلاب تا حالا نگاه كند، مى بيند ملقمه ى عجيبى از انواع و اقسام فكر هاست ! يك روز بود كه چنين آدمهايى به اين اكتفا نمى كردند كه در شعارها مردم فقط ((مرگ بر آمريكا و مرگ بر شوروى )) بگويند؛ مى گفتند بايد بگوييم ((مرگ بر شرق و غرب ))! ما مى گفتيم شوروى سمبل يك تفكر و يك راه غلط است ؛ امريكا سمبل جنايت و ستم است ؛ چه دليلى دارد شما بگوييد ((مرگ بر شرق و غرب ))؟! مى گفتند شما محافظه كار و سازش طلبيد! از جمله ى همين حضرات ، الان كسانى هستند كه حاضرند بروند رسما در مقابل امريكا و انگليس عذر خواهى كنند و بگويند ما غلط كرديم ، اشتباه كرديم به شما بدگويى كرديم ؛ ما را ببخشيد! بعضى از همين افراد، آن روز در اوايل انقلاب ، روى تنديهاى بى رويه ، يك نظرات عجيب و غريب اقتصادى مطرح مى كردند كه انسان شاخ در مى آورد! مى گفتيم اينها كجايش اسلامى است . مى خواستند تفكرات بسيار تند چپ سوسياليستى را به اسم اسلام تحميل و پياده كنند. بعضى از آنها كه مسؤ وليت داشتند، كارهاى بدى هم در آن روز انجام دادند. من فراموش نمى كنم ، ما در شوراى انقلاب - سالهاى 57 و 58 قانونى داشتيم كه سرمايه دارهاى قبل از انقلاب را به چهار دسته تقسيم كرده بود؛ بند(الف )، بند (ب )، بند (ج )، بند(د)، بند (ب ) كسانى بودند كه سرمايه هاى آنها از طريق نامشروع و غير قانونى به دست آمده بود؛ حكمش هم اين بود كه دولت بايد اينها را تصرف كند. بند(ج ) كسانى بودند كه سرمايه هاى آنها از راه نامشروع به دست نيامده بود؛ ليكن وامهاى كلانى را از بانك گرفته بودند، تقلب كرده بودند و پول را پس نداده بودند. بنابر اين اينها بايد وامهاى خود را ادا مى كردند؛ اگر ادا مى كردند، كارخانه ها مال خودشان مى شد؛ اما اگر پرداخت نمى كردند، كارخانه هاى آنها تصرف مى شد. اوايل رياست جمهورى من گروهى مسؤ ول تشخيص بند (ب ) و (ج ) و اين طور كارها بودند. البته اين كارها دست بنده به عنوان رئيس ‍ جمهور نبود؛ دست نخست وزير و دستگاه هياءت دولت بود. من اطلاع پيدا كردم يك عده در اين هياءت هستند و اصرار دارند كه بند (ج ) را به بند (ب ) تبديل كنند؛ يعنى كارخانه يى كه مى شد صاحب آن بدهكارى اش را به بانك بدهد، بعد كارخانه اش را راه بيندازد و كار كند و كارگرانش هم بى كار نباشند، مى خواستند نگذارند اين كار انجام بگيرد. در آن موقع ، چنين گرايش چپ ضد سرمايه دارى افراطى نابحق وجود داشت . همان آدمها حالا كسانى هستند كه حاضرند در مقابل كمپانى دارها و سرمايه دارهاى صهيونيستى فرش قرمز پهن كنند تا به ايران بيايند و سرمايه گذارى كنند! انسان از چپ ترين ايده هاى ماركسيستى ، به افراطى ترين ايده ى دست راستى اقتصادى متحول شود؛ اسمش را هم تجديد نظر بگذارد! اين تجديد نظر نيست ؛ اين هرهرى مسلكى است . آن روز افراط بود، امروز هم افراط است . وجود اين آدمهاى تجديد نظر طلب در برخى از دستگاههاى گوناگون ، اسباب زحمت و خطر است . اگر در دانشگاه باشند، ضرر مى رسانند؛ اگر در دولت باشند، ضرر مى رسانند؛ اگر در مجلس باشند، ضرر مى رسانند؛ هر جا و در هر نقطه اى باشند، ضرر مى رسانند. يكى از آسيبهاى ما اين است .(16)
    امضاء



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi