![]()
برائت از مشرکین از دیدگاه امام خمینی قدس سره
همه ساله با فریاد وَأَذِّنْ فِی النَّاسِ بِالْحَجِّ یَأْتُوکَ رِجَالاً...(1) میهمانانی گرانقدر از گوشه گوشه دنیا و از هر فجٍّ عمیق، در کنگره ای که به دعوت ابراهیم و محمد برپا می شود اجتماع می کنند؛ اینان کسانی هستند که از همه هستی و مال خویش برائت جسته، قدم در راهی گذاشته اند که انتها و عاقبتش رسیدن به توحید ناب است.
درواقع اینان آنگونه که پروردگارشان فرموده؛ مال و فرزندان (المال و البنون) را زینت زندگی دنیوی یافته اند(2) و از آن برائت جسته، با پشت کردن به همه مظاهر دنیوی، با دستی تهی به وعده گاه یار می روند.
آری! زائر بیت اللّه الحرام پس از طی راه ها، با پا و سرِ برهنه، می رود تا ابراهیم را خوشحال کند. می رود تا در میهمانی خدا شرکت جوید، تا با آب زمزم گرد و غبار سفر از چهره بزداید و عطش خویش را در زلال مناسک حج برطرف نماید و با توانی بیشتر مسؤولیت پذیر گردد و در سیر و صیرورت ابدیِ خود نه تنها در میقات حج، که در میقات عمل نیز لباس و حجاب پیوستگی و دلبستگی به دنیا را از تن به درآورد.(3)
زائر بیت اللّه می رود تا دلش را که خانه خدا و امانت اوست؛ به او بسپرد و از شرک و زَیْغ و زنگار تطهیر کند.(4)
او می رود تا به ندای ابراهیم و محمد پاسخ دهد و از هرچه شیطان و شرک و کفر است برائت جوید و شعار ابراهیم را تکرار نماید که: اِنّی بَری ءٌ مِمّا تُشْرِکُون(5)
زائر بیت عتیق می رود تا بر گرد محور توحید و با برائت از مشرکین و نفی و طرد همه بت ها، ابراهیمی شود تا به خیل امت محمد بپیوندد و ید واحده گردد.
کوتاه سخن آنکه حاجی باید برگرد محور توحید بگردد و از تمام مشرکین و بت ها و استکبار برائت جوید و زیر بار هیچ کس جز خدا نرود و نشان دهد که از مبارزه خسته نشده است.
حج عرصه نمایش و آیینه سنجش استعدادها و توان مادی و معنوی مسلمانان است.(6)
حاجی همچنین باید بداند که ابوجهل و ابولهب و ابوسفیان در کمین نشسته اند و با خود می گویند: مگر هنوز لات و هبل در کعبه اند؟ آری، خطرناک تر از آن بت ها، اما در چهره و فریبی نو.(7)
بت هرآن چیزی است که به جای خدا قرار گیرد و ولایت الهی را به ولایت خود تبدیل کند و نیرو و اراده افراد بشر را در اختیار بگیرد. حال چه سنگ و چوب و چه قدرت های شیطانی سلطه گر و جبار و چه عصبیت های جاهلی ناحق که: فَمَاذَا بَعْدَ الْحَقِّ إِلاَّ الضَّلاَلُ...(8)
پس بدین ترتیب حج باید دارای روح و تحرّک باشد و در حج باید حاجی برائت خویش را از مشرکین و بت های نوین اعلام نماید که: «حج بی روح و بی تحرّک و قیام، حج بی برائت، حج بی وحدت و حجی که از آن هدم کفر و شرک برنیاید، حج نیست.»(9)
حال که دانسته شد حج بی برائت حج نیست، این پرسش وجود دارد که: «فلسفه حج چیست و آیا سیاست نیز در این فلسفه می گنجد؟
حج گرچه عبادت است و ذکر و دعا و استغفار؛ اما عبادت و ذکر و استغفاری است درجهت ایجاد حیات طیّبه امت اسلامی و نجات آن از زنجیرها و غل های استعباد و استبداد و خداوندان زر و زور، و تزریق روح عزّت و عظمت به آن و زدودن کسالت و ملالت از آن.(10)
درواقع حج، کانون معارف الهی است که از آن، محتوای سیاست اسلام، در تمامی زوایای زندگی را باید جستجو کرد.(11) به دیگر سخن، حج کانون معارف اسلام و بیان کننده سیاست کلّی آن برای اداره زندگی انسان است.(12)
بنابراین، باید گفت: «یکی از فلسفه های بزرگ حج ـ قضیه ـ بُعد سیاسی اوست که دست های جنایتکار از همه اطراف برای کوبیدن این بعد در کار هستند و تبلیغات دامنه دار آنها مع الأسف در مسلمین هم تأثیر کرده است که مسلمین سفر حج را بسیاریشان یک عبادت خشک، بدون توجه به مصالح مسلمین می دانند. حج از آن روزی که تولد پیدا کرده است، اهمیت بعد سیاسی اش کمتر از بعد عبادی اش نیست، بعد سیاسی علاوه بر سیاستش، خودش عبادت است.(13)
پس به راستی، اگر این کنگره عظیم دارای چنین فلسفه ای نبود یا اصلاً فلسفه ای نداشت، دیگر لازم نبود که مردم از هرگوشه دنیا و از هر فجّ عمیق در آن اجتماع کنند که همانگونه که این کنگره سراپا سیاست به دعوت ابراهیم و محمد برپا می شود پس در ادامه بت شکنی های ابراهیم و محمد است و دارای فلسفه ای سیاسی است.(14)
و بالأخره ما که بر حج ابراهیمی و محمدی تأکید نموده، برای احیای آن تلاش می کنیم باید بدانیم که حج ابراهیمی و محمدی و حج علوی و حسینی، آن است که در آن توجه به خدا و پناه بردن به حکومت و قدرت او با پشت کردن به قدرت طواغیت و جباران همراه باشد.(15)
پس حاجی باید همانگونه که برای رسیدن به توحید ناب از زینت حیات دنیا گذشته و برائت جسته است، باید از هر شرک و کفری هم برائت جوید و آن را هم اعلام نماید.






نقل قول
