شفاي چشم درد

من به بيماري رمد (سرخ شدن سفيدي چشم بر اثر شدت باد) مبتلا شدم، تقريباً شش روز طول کشيد. جمعي از طلاب به عيادت من آمدند يکي از آنها شمسيه حقير را براي سفر زيارت مخصوصه خواست گفتم:« خودم به آن نياز دارم»
گفت:«تو با اين حالت چگونه مي‌تواني بيائي؟»
گفت:« هنوز مأيوس نيستم.»
ايشان رفتند، اتفاقاً عيال من در خانه نبود و خانه خلوت بود تنهايي و درد و رمد و تنگي وقت براي قرائت زيارت مخصوصه باعث رقت قلب من شد، رو به قبله عرض کردم:«السلام عليک يا اباعبدالله» شنيده‌ام که سالها بعد از واقعه عاشورا درسالگرد اين روز در وقت اشتغال به جنگ «سلطان قديس هندي» در هندوستان به چنگال شيري مبتلا شد و به نزد شما استغاصه نمود و حاجت او را دادي، سپس سر خود را به پشتي گذاشته خوابم برد در خواب ديدم آن بزرگوار بر بالاي تلي بلند تشريف دارد و حقير در وسط آن تل ايستاده‌ام پس آن حضرت به آواز بلند فرمود:«بيا حقير به زبان حال نه مقال»
عرض کردم : «با اين چشم درد چگونه بيايم».
آن بزرگوار فوراً از بالاي تل به نزد من آمده انگشت مبارک را بر پشت چشم من نهاد از خواب بيدار شدم چشم گشودم اثري از درد و رمد نديدم، پس برخاسته وضو گرفته روانه حرم شدم آن طلاب که مرا ديدند تعجب کردند و گفتند:« تو يک ساعت قبل با آن حالت بودي چگونه شد که چنين شدي»
گفتم:«شنيديد که گفتم مأيوس نيستم پس به زيارت حسين (ع) موفق شدم.»
راوي : شيخ محمد عراقي
منبع : کتاب معجزات و کرامات امام حسين (ع)