افسردگي چرا
وقتي هنوز كتابهاي زيادي هست كه نخوانده ايموقتي راه هاي زيادي هست كه نرفته ايموقتي چيزهاي زيادي هست كه نياموخته ايمافسردگي چراوقتي كارهاي زيادي هست كه مي توانيم انجام دهيموقتي كساني به نيروي عقل و توان بازوي ما نيازمندندافسردگي چراوقتي نيروي عشق در قلب ماستوقتي دلمان مي تپد برا ي كساني كه دوسشان داريمبراي سرزميني كه متعلق به ماستافسردگي چراوقتي انديشه هاي بزرگ درسر داريموقتي آرزويمان جهاني آباد و آرام استافسردگي چراوقتي كه مي دانيم كه تنها نيستيموقتي مي دانيم كساني منتظرمان هستندوقتي مي دانيم كساني چشم اميدشان به ماستافسردگي چراوقتي مي توانيم افكارمان را بنويسيميا نقاشي كنيموقتي مي توانيم بسازيموقتي قدرت خلاقيت در ماستافسردگي چراوقتي مي توانيم شادي ها وغم هايمان را با ديگران تقسيم كنيموقتي مي توانيم سنگي را از راه كسي برداريموقتي مي توانيم با مهر خود دلي را شاد كنيمافسردگي چراوقتي مي توانيم صداي خنده و بازي بچه ها در كوچه را بشنويموقتي مي توانيم برق اميد را در چشمان درخشان شان ببينيمافسردگي چراوقتي چشمه ها مي جوشدرودها جاري استخورشيد مي تابدو روز از پي شب مي آيدافسردگي چراوقتي هنوز باران مي باردباد مي وزدبهار مي آيدزمين سبز مي شودو درختان بار مي دهند




نقل قول
