نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 171

موضوع: ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩

Threaded View

پست قبلی پست قبلی   پست بعدی پست بعدی
  1. Top | #11

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    May 2010
    شماره عضویت
    378
    نوشته
    10,368
    تشکر
    5,962
    مورد تشکر
    12,350 در 5,666
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پاسخ : ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩


    بكير بن حر رياحى
    بكير فرزند حرّ رياحى در منابع كهن نام و نشانى ندارد؛ ولى برخى وى را جزء شهداى كربلا قلمداد نموده ، كيفيّت شهادت او را اين گونه بيان مى كنند: حر روز عاشورا پس از آن كـه سـپـاه عـمـر سـعـد را پند و اندرز داد به فرزند خود بكير دستور داد كه بر سپاه دشـمن حمله كند، بكير پس از عرض ادب خدمت امام حسين (ع ) و وداع با آن بزرگوار رهسپار مـيـدان مـبـارزه گـشـت و پـس از بـه هـلاكت رساندن هفتاد تن از نيروهاى دشمن به نزد پدر بازگشت . از وى مقدارى آب جهت رفع تشنگى طلب نمود، تا نيرو بگيرد و بر دشمن حمله كند.
    حرّ گفت : اندكى بردبارى كن و به ميدان نبرد باز گرد؛ بكير به ميدان نبرد بازگشت و بـا كـشـتـن شـمـار زيـادى بـه درجـه رفـيـع شـهـادت نـايـل آمـد (؛) هـنـگـامـى كه حرّ بر بالين فرزندش ‍ بكير آمد و وى را آغشته به خون ديد گـفـت : سـپـاس خـدايـى را كـه بـر تـو مـنـت نـهـاد تـا در راه امـام خود به شهادت برسى .(346)
    بـرخـى ديـگـر شـهـادت او را ايـن گـونـه نـقل مى كنند: روز عاشورا هنگامى كه بكير به دسـتـور پـدرش حـرّ، مى خواست با امام حسين (ع ) وداع بنمايد، به آن حضرت عرض كرد: درود بـر تـو اى فـرزند پيامبر من هم اكنون همراه تو هستم ، از خداى خود مى خواهم كه در بهشت برين نيز ما را با تو جمع بگرداند، آن گاه از آن حضرت درخواست كرد براى او و پـدرش دعـايـى بـكـنـد، امام حسين (ع ) در حالى كه دست هاى خود را به طرف آسمان بلند كرده بود، گفت : ((خدايا من از ايشان راضى هستم تو نيز از آنان راضى باش ))؛ آن گاه بـكـيـر بـا پـدرش ، حر، رهسپار ميدان جنگ شدند و پس از برهم زدن صفوف دشمن و كشتن دويست تن به خدمت امام بازگشتند.
    بـار ديـگر بكير با تشويق پدر به سوى دشمن حمله ور شد و در حالى كه چنين رجز مى خواند:
    اءنَا بُكَيْرِ وَ اءَنَا بنِ الحُرِّ
    اَفْدى حُسَيْنا مِن جَميعِ الْضُّرِّ
    اءَرْجُو بِذاكَ الْفَوْز يَوْمَ الْحَشْرِ
    مَعَ النّبى والا مامِ الطُّهرِ
    منم بكير و فرزند حر، جان خود را فداى حسين مى كنم تا او را از هر آسيبى نگهدار باشم .
    اميدوارم كه در روز رستاخيز با پيامبر و امامان پاك جزو رستگاران باشم .
    او سپس به دشمن حمله كرد و پس از كشتن پنجاه تن از آنان ، تصميم به بازگشت گرفت . حـر بـه وى رسـيـد و بـا خـوانـدن ايـن آيه ((يا اَيُّهَا الذينَ آمَنُوا اذا لَقِيتُم الذينَ كَفَرُوا زَحـْفـاً فـَلا تُوَلُّوهُمُ الاَدْبار))(347) (اى كسانى كه ايمان آورده ايد هنگامى كه [در ميدان نبرد]با كافران رو به رو گشتيد كه [به سوى شما] روى مى آورند به آنان پشت مكنيد) از بازگشتن او را منصرف كرد.
    بـكـيـر بـراى بـار سـوم بـه دشـمـن حـمـله كـرد و شـمـار زيـادى از آنـان را بـه قتل رساند، در اين هنگام عمرسعد دستور داد دسته جمعى به وى حمله كنند. بكير با مشاهده آنان ، گريزان سوى پدر بازگشت ، حر و شمارى از ياران امام به مدد او شتافتند ولى دشمن مانع از رسيدن آنان به بكير شد و در حالى كه غبار سختى فضا را گرفته بود، بـا ضـرب شـمـشـيـر و نـيـزه دشمن ، با گفتن شهادتين در دم آخر به درجه رفيع شهادت نـايـل آمـد. هـنـگـامـى كـه حـرّ فرزندش را به خون آغشته ديد بسيار خرسند گشت و گفت : سـپـاس خـدايـى را كـه شـهـادت در راه امـام حـسـيـن (ع ) را نـصـيـب تـو گـردانـد و جاهل نمردى . آن گاه پيكر بى جان او را خدمت امام حسين (ع ) آورد.(348)

    پيروزان - فيروزان

    امضاء



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi