نویسنده: عبدالرحیم سلیمانی
اشاره
قرآن مجید خداشناسى یهود را در كنار دیگر تعالیم، متون مقدس و شخصیتهاى این دین، مطرح كرده و دربارة آن داورى كرده است. با اینكه قرآن اصل خداشناسى یهودى را مورد تأیید قرار داده است، اما در عین حال امورى را در این باره به یهودیان نسبت داده و آنان را مورد مؤاخذه قرار داده است. قرآن مجید به یهود نسبت میدهد که عزیر را پسر خدا خواندهاند، عالمانشان را رب خود گرفتهاند ، خود را فرزند خدا دانستهاند، خدا را فقیر و خود را غنی خواندهاند، و به خدا نسبت بُخل دادهاند. برخی این پرسش را مطرح میکنند که یهودیان در كجا به چنین چیزى قائل بودهاند. آنان بر این باورند که این موارد، یا برخی از آنها را نمیتوان در متون موجود یهودی یافت. این نوشتار در پى آن است كه با بررسی موارد مطرحشده در قرآن، به این پرسش پاسخ دهد، که آیا موارد فوق به گونهای است که باید حتماً در متون یهودی ردپایی از آنها پیدا کرد و اگر اینگونه است آیا در این متون وجود دارد؟
مقدمه
یهودیت و یهودیان بیش از هر دین و قوم دیگرى در قرآن مجید مورد توجه قرار گرفتهاند. شخصیتهاى مهم، حوادث تاریخى، قوم اسرائیل، عقاید و اعمال یهودیان و نیز متون مقدس یهودى مكرر در قرآن مطرح شده، مورد داورى قرار گرفته و تأیید و تصدیق شده یا اینكه مورد نقد قرار گرفتهاند. مسلماً یكى از بحثهاى محورى، كه اتفاقاً مواضع دو دین در آن بیش از هر چیز دیگرى به هم نزدیك است، بحث خداشناسى است. خداشناسى این دو دین به حدى به هم نزدیك است كه میتوان آن را از مشتركات این دو به حساب آورد. قرآن مجید یهودیان را در کنار مؤمنان و حتی در صدر لیست اقوامى قرار داده است كه به خدا ایمان دارند.[1] همچنین قرآن كریم با اشاره به این وجه اشتراک، یعنی یگانهپرستى و پرهیز از شرك، از پیروان این دو دین خواسته است تا بر مبنای این كلمه مشترك، به همگرایى روی آورند.[2]
قرآن مجید در آیات متعددى متون مقدس یهودى را تصدیق كرده است. در بسیارى از این آیات آمده است كه قرآن یا پیامبر كتابهای موجود در نزد یهودیانِ زمان ظهور اسلام را تصدیق میکنند. همانطور كه برخى از مفسران قرآن نیز گفتهاند كتابى كه آن زمان در دست یهودیان بوده همین كتابى است كه اكنون وجود دارد؛[3] چراكه اولاً نسخههاى خطى متون یهودىِ مربوط به چند قرن قبل از اسلام که در موزهها نگهدارى مىشوند تفاوتى با نسخههاى فعلى ندارند[4] و ثانیاً منطقة حجاز در هیچ زمانى آنچنان مركزیتى در یهودیت نداشته است كه بتواند كتاب را تغییر دهد و این تغییر باعث شود كه كتاب در سایر مراكز علمى یهود ــ كه در دیگر نقاط جهان بودند ــ تغییر كند؛ پس قرآن همین كتاب موجود را تصدیق كرده است. اما كسى كه قرآن و تورات و دیگر قسمتهاى عهد قدیم را مىخواند به روشنى مییابد كه این دو كتاب از تمام جهات هماهنگ نیستند؛ مثلاً داستان زندگى شخصیتهاى مشترك (مانند موسی، هارون، سلیمان و...) در این دو متن، بسیار متفاوت و حتی در تضادند. برخى از مفسران برآناند كه اگر قرآن این متون را تصدیق كرده است به سبب وجود اصول عقیدتى اساسى از قبیل خداشناسى و توحید در آنهاست.[5] مسلم است كه اصل اساسى و زیربنایى اسلام كه بیش از هر چیز دیگرى مورد تأكید قرار گرفته خداشناسى و توحید است؛ پس اگر كتابى مورد تصدیق قرآن قرار گرفته باشد، هرگز نمىتواند خداشناسىاى را ارائه كند كه با خداشناسى قرآن تفاوت اساسى داشته باشد. مطالعة عهد قدیمِ موجود نیز نشان مىدهد كه قرآن مجید در خطوط اساسىِ خداشناسى با این متون اختلاف زیادى ندارد. با این حال قرآن مجید دربارة خداشناسى یهود یا امورى كه بهگونهاى با خداشناسى ارتباط پیدا مىكند، نكاتى را بیان کرده و امورى را به یهودیان نسبت داده و آنها را رد كرده است. یك یهودى مىتواند بپرسد كه ما در كجا چنین اعتقادى داشتهایم یا چنین سخنى را گفتهایم. در نتیجه این سؤال مطرح میشود كه آیا میتوان سندى در تأیید امورى كه قرآن مجید به یهودیان نسبت داده است یافت؟ در این نوشتار برآنیم كه به این موضوع، یعنى نقدهاى قرآن بر خداشناسى یهود، بپردازیم و شبهات موجود در این باره را طرح و بررسى نماییم. بحث را در چند محور پى مىگیریم؛ ابتدا موارد را مطرح كرده، سپس به بحثهایى مقدماتى مىپردازیم و پس از آن با تفصیل بیشتر به بررسى موارد خواهیم پرداخت.





نقل قول
