نمایش نتایج: از شماره 1 تا 7 , از مجموع 7

موضوع: **۞**شعر شهید، شعر شهادت **۞**

Threaded View

پست قبلی پست قبلی   پست بعدی پست بعدی
  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    May 2010
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    8,166
    تشکر
    20,575
    مورد تشکر
    12,603 در 3,859
    وبلاگ
    34
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض **۞**شعر شهید، شعر شهادت **۞**




    شبای جمعه که میشه
    دلا بهونه میگیره
    هر کی میاد سر یه قبر
    ازش نشونه میگیره
    یکی سر قبر پدر
    یکی کنار مادرش
    یکی کنار خواهر و

    یکی پیش برادرش


    امایه مادرغمگین و آرام
    میاد کنارشهید گمنام
    یه جعبه خرما برای
    فاتحه خونی میاره
    آرو میاد میشینه و
    سر روی سنگش میذاره
    میگه تو جای بَچمی
    گوش بده به حرفای من
    از بس که اینجا اومدم
    درد اومده پاهای من
    آخر نگفتی کسی رو داری
    یاکه مث من بی کس و کاری
    مگه تو مادر نداری
    برای تو گریه کنه
    غروب پنجشنبه بیاد
    به قبرتو تکیه کنه
    غصه نخور من مادرت
    منم همیشه یاورت
    نمیذارم تنها بشی

    مدام میام بالا سرت
    از تو چه پنهون
    یه بچه دارم
    چند ساله از اون
    خبر ندارم
    آخ که دلم برات بگه
    از پسرم یه خاطره
    موقع جبهه رفتنش
    ساعتی که میخواست بره
    از اون لباس خاکی و

    از اون پیام آخرش
    هرقدمی میرفت جلو
    نگا میکرد پشت سرش
    دیگه نیومد

    رفت ناپدید شد
    چشام به درب
    خونه سفید شد...
    دیگه از اون روز تا حالا
    منتظر زنگ درم
    بس که دلم شور میزنه
    نصفه شب از خواب میپرم
    کاشکی بود و نگاه میکرد

    یزید سرش رفت بالا دار
    سزای اعمالشو دید
    لکه ننگ روزگار
    من مطمئنم الآن اگر بود
    سرگرم شادی از این خبر بود..
    او شبی که نشون میداد
    صدام چشاشو بسته بود
    یادم اومد لحظه ای که
    دل مارو شکسته بود

    روزایی که نمک میریخت
    روداغ قلب پدرا
    داغ برادر میگذاشت
    رو سینه برادرا

    الحمدلله
    دعام اثر کرد
    سوی جهنم
    عزم سفرکرد...

    ***
    بسه دیگه خسته شدی
    دوباره خیلی حرف زدم
    با اینکه قول داده بودم

    امابازم گریه شدم
    با صد امید و آرزو

    مادر مفقود الاثر
    بلند شد از کنار قبر
    شاید براش بیاد خبر

    چند ساله مادر...
    کارش همینه...
    خبر نداره..
    {بچه اش همینه...}







    ویرایش توسط مدير محتوايي : 13-09-2014 در ساعت 19:27
    امضاء

  2. تشكرها 4


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi